مدلسازی پراکنش گونهای شمشاد هیرکانی (Buxus Hyrcana Pojark) با بهرهگیری از مدل جنگل تصادفی در جنگلهای شمال ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی جنگل، گرایش مدیریت جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، مازندران، ایران.
2 دانشیار گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، مازندران، ایران
3 دانشیار گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، مازندران، ایران.
doi
10.30466/jfrd.2025.56377.1766چکیده
مقدمه و هدف: ثبات و پایداری بومسازگانها نیازمند شناخت روابط بین پراکنش گونههای گیاهی و عوامل محیطی است. تکنیکهای مدلسازی پراکنش گونهها بهعنوان ابزار قدرتمندی برای حمایت از استراتژیهای مدیریت جنگل در زمینه تغییرات اقلیمی شناخته میشوند. شمشاد گونهای بردبار به سایه بوده و در زیر آشکوب جنگلهای جلگهای و میانبند شمال ایران پراکنش دارد که با ایجاد تاجپوشش انبوه و فشرده، محیطی تاریک در جنگل ایجاد میکند. به دلیل تخریب گسترده رویشگاههای شمشاد در دهههای اخیر، این گونه جزء جوامع ذخیرهگاهی درنظر گرفته شده است تا از انقراض آن جلوگیری شود. هدف اصلی این پژوهش مدلسازی پراکنش این گونه در جنگلهای هیرکانی است.مواد و روشها: در این بررسی، با استفاده از 570 نقطه حضور واقعی شمشاد در جنگلهای هیرکانی، پراکنش این گونه مدلسازی شد. متغیرهای زیستاقلیمی از پایگاه WorldClim و متغیرهای توپوگرافی از مدل رقومی ارتفاع استخراج شدند. برای کاهش همخطی، از آزمون VIF استفاده شد. 70 درصد نمونهها بهعنوان دادههای آموزشی برای توسعه مدل و30 درصد باقیمانده بهعنوان دادههای آزمون برای اعتبارسنجی مدل اختصاص داده شدند. مدلسازی با الگوریتم جنگل تصادفی در محیط R و با بهرهگیری از دادههای حضور و شبه غیاب، تنظیم شاخصهای مدل (500 درخت، 2=mtry، 5=min_n) و اعتبارسنجی متقابل آن با روش (10 fold Cross-Validation) انجام شد. عملکرد مدل با شاخصهای AUC، TSS، دقت کلی و ضریب کاپا ارزیابی شد.یافتهها: نتایج حاصل از مدل جنگل تصادفی نشان داد که مدل از دقت بالایی در پیشبینی پراکنش شمشاد برخوردار است (98/0=AUC، 95/0= Accuracy ، 72/0= Kappa ، 63/0=TSS). مدل جنگل تصادفی با استفاده از متغیرهای زیستاقلیمی و توپوگرافی، عملکرد بسیار مطلوبی در پیشبینی پراکنش شمشاد هیرکانی داشت. ارزیابی اهمیت متغیرها نشان داد که متغیرهای زیستاقلیمی bio3 (همدمایی)، bio12 (بارندگی سالانه)، bio8 (میانگین دما در فصل مرطوب) و bio1 (میانگین دمای سالانه) بیشترین تأثیر را در پراکنش گونه شمشاد داشتند. منحنی پاسخ گونه شمشاد نسبت به چهار متغیر مهم نیز رسم شد. نقشه مطلوبیت زیستگاه شمشاد، مناطق با شرایط بومشناختی مناسب را مشخص کرد که بخشهای گستردهای از استان مازندران و نواحی مرزی جنگلهای هیرکانی را شامل میشود.نتیجهگیری: تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که همدمایی (Bio3) بهعنوان مؤثرترین متغیر، نشاندهنده نقش ثبات دمایی در زیستپذیری شمشاد است؛ گونهای همیشهسبز و سایهپسند که در برابر نوسانات دمایی حساس است و در مناطق با دامنه دمایی متعادل (۱۵–۲۰ درجه) حضور بیشتری دارد. بارندگی سالانه (Bio12) نیز اهمیت بالایی داشت و منحنی پاسخ نشان داد احتمال حضور شمشاد در نواحی با بارندگی بیش از 300 میلیمتر بهمراتب بیشتر است؛ زیرا رطوبت کافی برای رشد، فتوسنتز و کاهش تنش آبی فراهم میسازد. متغیر Bio8 (میانگین دما در فصل مرطوب) با تأثیرگذاری بر رشد رویشی و مقاومت به بیماریهای قارچی، در بازه دمایی حدود پنج تا ۱۰ درجه شرایط بهینه برای این گونه فراهم میکند. همچنین Bio1 (میانگین دمای سالانه) نشان داد که شمشاد بیشتر در مناطقی با اقلیم معتدل و دمای متوسط سالانه بین هشت تا ۱۳ درجه پراکنش دارد. در مقابل، متغیرهای توپوگرافی مثل طول شیب و تابش خورشیدی نقش مکمل داشته و در سطوح محلی شرایط میکروکلیمایی را تعدیل میکنند. نقشه مطلوبیت رویشگاه نیز نشان داد که مناطق میانی و غربی جنگلهای هیرکانی، بهویژه در استانهای مازندران و گیلان، دارای بالاترین احتمال حضور گونه هستند. همچنین در برخی نواحی استان گلستان نیز مطلوبیت متوسط تا بالایی پیشبینی شد که قابلیت بالقوه برای احیای شمشاد در این مناطق را نشان میدهد. این نتایج نقش کلیدی اقلیم، بهویژه ترکیب دما و رطوبت، را در تبیین پراکنش شمشاد تأیید کرده و بر لزوم حفاظت از زیستگاههای با شرایط اقلیمی پایدار تأکید میکند.