تحلیل حجاب عرفانی از دیدگاه ابن عربی
نویسندگان
1 استادیار گروه عرفان و تصوف دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشیار گروه عرفان و تصوف دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3 دانشجوی دکتری رشته عرفان و تصوف دانشگاه سمنان
doi
10.22108/jpll.2017.83163.0چکیده
حجاب عرفانی، یکی از موضوعهای مهم در سنت عرفانی اول و دوم است. ابنعربی، عارف قرن هفتم، با کاربرد آیات و احادیث، وجود حجاب عرفانی را ثابت کرد. او عالم هستی را نتیجة تجلی اسماء و صفات خداوند میداند و از سوی دیگر همین اسماء و صفات خدا، خود حجابی بین بنده و پروردگار است؛ این حجابها سبب میشود تا انسان خداوند را نشناسد. ازنظر هستیشناسی، این حجابها زدوده نمیشوند؛ زیرا احدیتِ ذات خداوند را آشکار میکنند و این زدودن به نابودی ممکنات میانجامد؛ اما از دیدگاه سیر و سلوکی، سالک این حجابها را با پیمودن مقامات و احوال میتواند کنار زند و به قرب الهی دست یابد. رفع حجاب، به کشف و آگاهی سالک از امور غیبی و واردات قلبی میانجامد و سبب شناخت او از خداوند میشود. پس میتوان گفت، حجابهای معرفتشناختی با سلوک و حجابهای هستیشناختی با معرفت زدوده میشوند. درنتیجه حجاب در سنت عرفانی اول یک کاستی و نقص است و سالک باید به زدودن آن توجه کند؛ اما در سنت عرفانی دوم، حجاب یک واقعیتی است که در چینش نظام هستی تأثیر میگذارد و درواقع کمال است؛ رفع حجاب در اینجا معنی ندارد و فقط رفتوآمد در حجاب و گذر از حجابی به حجابی دیگر منظور است. ابنعربی برای انواع حجاب و زدودن آنها دستهبندیای ارائه میکند که درخور تفکر است؛ به همین سبب لازم است حجاب عرفانی در سیستم فکری او به روش توصیفی ـ تحلیلی، بررسی و از ناسازگاریهای ظاهری آن در نظام فکریاش گرهگشایی شود.