رابطه اندیشه اسقاط تدبیر ابنعطاءالله اسکندرانی با نظریه ولایت در عرفان اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
چکیده
نظریه ولایت در عرفان اسلامی با سه مفهوم دوستی، نزدیکی و سرپرستی گره خورده است و هر یک از عرفا بر یک یا چندی از این مفاهیم برای تبیین نظریه ولایت تأکید کردهاند. ابنعطاءالله اسکندرانی به عنوان یک صوفی برجسته، نظام بخش، گسترش دهنده و اولین نگارنده اندیشههای طریقه شاذِلیه مصر است که سالک را برای طی مسیر و دستیابی به «معرفت الله» به «اسقاط تدبیر»، «مجاهده با نفس»، «خلوت، عزلت و ذکر» و «طی مقامات و احوال» فرا میخواند. سیر طولی مقامات نهگانه او همگی با اصل اسقاط تدبیر همراه هستند که مهمترین اندیشه اوست. سالک بعد از طی مقامها و واگذاری کامل سرپرستی خود به خداوند، به آرامشی دست مییابد که در نتیجه آن مورد پسند حقتعالی قرار میگیرد و با درک حال «فنا» و دستیابی به «معرفت الله» از حقتعالی اجازه مییابد تا به عنوان «ولی» امور عالم را تدبیر کند. ابنعطاء با طرح دو نوع ولایت ایقانی و ایمانی، ولایت ایقانی را برتری میدهد زیرا در ولایت ایقانی، سالک با یقینی که نسبت به حق پیدا کرده است، به اراده خداوند نسبت به خود اعتماد دارد و با اسقاط تدبیر، سرپرستی خود را به طور کامل به حقتعالی واگذار میکند؛ این اسقاط تدبیر در نگاه ابنعطاء، همان مفهوم سرپرستی را در نظریه ولایت عرفان اسلامی را دارد. این مقاله در پی آن است تا به رابطه این دو اندیشه با یکدیگر بپردازد. به دلیل آن که رسیدن به کمال اسقاط تدبیر، جز از راه طی مقامات میسر نیست، به توضیحی مختصر درباره مقامات و احوال از نظر ابن عطا نیز پرداخته می شود.