خوانش جامعه شناختی رمان آرزوهای برباد رفته، با تکیه بر رویکرد زیبایی شناسی منفی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات فرانسه، ،دانشگاه تهران،تهران ایران
doi
10.22067/rltf.2024.87118.1108چکیده
مکتب فرانکفورت با نگاهی انتقادی به هنر و ادبیات به مطالعۀ ابعاد گوناگون هنر در جامعۀ سرمایهداری میپردازد. و این واقعیت را آشکار میسازد که هنر در جامعۀ سرمایهداری به ابزاری کالایی برای کنترل توده ها تبدیل شده، و اینجاست که صنعت فرهنگی پدیدار میشود تا برای فریفتن تودهها از هرگونه ابزار رسانه ای استفاده کند. صنعت فرهنگی گونهای از عقلانیت ابزاری را حاکم میکند که برای کسب سود بیشتر هنر را به خدمت میگیرد. بدین ترتیب، مصرفکننده در تصرف این صنعت قرارگرفته و هرگونه اراده و آزادی از وی سلب میشود. «زیباییشناسی منفی» ابعاد مصرفزده و خردستیز یک جامعۀ «تکساحتی» را به نقد کشیده و کارکرد هنر را زیر سوال میبرد. اونوره دو بالزاک، نویسندۀ فرانسوی قرن نوزدهم در رمان آرزوهای بربادرفته، این جامعه مصرفی را با دقت و ظرافت به تصویر کشیده، و ازخلال روایت زندگی یک جوان شهرستانی و سیر تحول حیات ادبی او در پاریس، درحقیقت به نقد جدی صنعت فرهنگی دوران خود می پردازد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از مفاهیم کلیدی مصرفگرایی، شیءوارگی و صنعت فرهنگی به نقد ابعاد «زیباییشناسی منفی» در رمان آرزوهای بربادرفته میپردازد.