روایت‌شناسی رمان بینوایان اثر ویکتور هوگو براساس الگوی ژرار ژنت

نویسندگان

1 واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی

2 واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی

3 واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22067/rltf.2024.87673.1112
چکیده

روایت، توصیف رویدادهای یک داستان به اشکال مختلف است و روایت‌شناسی دانشی است که شیوه‌های روایت و ساختار آن را تحلیل و‌ بررسی می‌کند. ژرار ژنت به‌عنوان یک محقق و یکی از نظریه‌پردازان مؤثر در علم روایت‌شناسی، اسلوب‌های جامعی از تحلیل روایت ارائه می‌دهد. با توجه به چند‌وجهی‌ بودن رمان بینوایان (اجتماعی، سیاسی، تعلیمی، روان‌شناختی و ...) در این پژوهش سعی بر آن است که این اثر به‌صورت تحلیلی یا کیفی براساس این وجه نیز، یعنی عناصر روایی ژرار ژنت بررسی شود تا ساختار و ساز‌و‌کار آن و فنونی که هوگو در این اثر خود به کار گرفته است مشخص شود. بررسی‌های صورت‌گرفته نشان می‌دهد که در رمان مذکور، زمان به سه دستۀ گذشته، حال و آینده تقسیم می‌شود و نویسنده با وجود خطی‌بودن زمان، از زمان آینده استفاده کرده و داستان را از حالت یکنواخت بودن نقل حوادث خارج کرده است. سه شیوۀ بسامد مفرد، مکرر و بازگو به‌وفور در طول داستان یافت می‌شود و بخش وجه مناسب با روایت در سراسر داستان آورده شده‌ است. بنابراین می‌توان چنین استنباط کرد که در ‌رمان بینوایان، هوگو توانسته است با خلق اثری یکدست و با بهره‌گیری از انواع فنون روایی بیشترین تأثیر را در ذهن و روان مخاطب بر‌ جای بگذارد.