پیش‌بینی پراکنش بالقوه گونه بلوط دارمازو (Quercus infectoria Oliv.) در جنگل‌های زاگرس تحت سناریوهای تغییر اقلیم

نویسندگان

1 استاد، گروه علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 دانشیار، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

3 دانشجوی دکتری علوم جنگل، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

4 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

5 دانشیار، گروه ﻓﺘﻮگراﻣﺘﺮی وﺳﻨﺠﺶازدور، دانشکده ﻣﻬﻨﺪسیﻧﻘﺸﻪﺑﺮداری، دانشگاه صنعتی خواجه ﻧﺼﯿﺮاﻟﺪﯾﻦ ﻃﻮسی، ﺗﻬﺮان، اﯾﺮان

doi
10.30466/jfrd.2025.56374.1765
چکیده

مقدمه و هدف: جنگل‌های زاگرس به­عنوان یکی از حیاتی‌ترین بوم­سازگان­های ایران، نقش بی‌بدیلی در حفظ تنوع زیستی و پایداری محیطی دارند. با این حال، این جنگل‌ها که بیشتر از گونه‌های بلوط تشکیل شده‌اند، در دهه‌های اخیر تحت تأثیر تغییرات اقلیمی، خشکسالی‌های مکرر، فعالیت‌های انسانی مخرب و پدیده زوال بلوط روبرو شده‌اند. در این میان، بلوط دارمازو (Quercus infectoria Oliv.) به­دلیل ارزش بوم­شناسی و اقتصادی بالا (به‌ویژه در تولید "مازو" برای صنایع دارویی و آرایشی) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. آیندة این گونه کلیدی با تغییرات اقلیمی و تغییر کاربری اراضی تهدید مورد تهدید قرار گرفته است. با توجه به نبود پژوهشی جامع برای پیش‌بینی پراکنش این گونه با استفاده از الگوریتم‌های نوین، این بررسی با دو هدف اصلی طراحی شد: ۱) پیش‌بینی تغییرات پراکنش بالقوه بلوط دارمازو تحت سناریوهای اقلیمی برای سال‌های ۲۰۵۰ و ۲۰۷۰ با استفاده از مدل‌های حداکثر آنتروپی (MaxEnt) و جنگل تصادفی (RF) و ۲) مقایسه عملکرد مدل‌ها و شناسایی متغیرهای محیطی کلیدی برای ارائه مبنایی علمی برای تدوین استراتژی‌های حفاظتی.مواد و روش‌ها: منطقه مورد بررسی، ناحیه رویشی زاگرس شمالی (شامل بخش‌هایی از ایران، عراق و ترکیه) بود. برای مدلسازی، از ۲۴۶ نقطه حضور گونه (جمع‌آوری‌شده از پیمایش‌های میدانی و پایگاه‌های داده) و ۲۹ متغیر محیطی (اقلیمی، توپوگرافی، خاک‌شناسی و پوشش اراضی) استفاده شد. داده‌های حضور با حداقل فاصله یک کیلومتر تنک شدند و ۱۰۰۰ نقطه شبه‌عدم‌حضور نیز تولید شد. داده‌های اقلیمی آینده از مدل گردش عمومی جو (GCM) MIROC6 برای دو افق زمانی ۲۰۵۰ و ۲۰۷۰، تحت دو سناریوی SSP2-4.5 (میانی) و SSP5-8.5 (بدبینانه) استخراج شد. پس از حذف متغیرهای دارای هم‌خطی بالا (VIF>10) با استفاده از آزمون عامل تورم واریانس، 17 متغیر برای مدلسازی نهایی انتخاب شدند. مدلسازی با الگوریتم‌های MaxEnt و RF در محیط نرم‌افزار R و با بسته biomod2 انجام شد. برای ارزیابی پایداری مدل‌ها، از روش اعتبارسنجی متقاطع با ۱۰ تکرار (تقسیم داده‌ها به 80 درصد آموزشی و 20 درصد ارزیابی) استفاده شد. عملکرد مدل‌ها با شاخص‌های آماری ROC, TSS و Kappa ارزیابی شدند.یافته‌ها: نتایج ارزیابی نشان داد که هر دو الگوریتم دقت بسیار بالایی دارند. مدل جنگل تصادفی (RF) با میانگین 965/0=ROC و 860/0=TSS، عملکردی بی‌نقص داشت. مدل حداکثر آنتروپی (MaxEnt) نیز با میانگین 885/0=ROC و 718/0=TSS، عملکردی عالی ثبت کرد. در تحلیل اهمیت متغیرها، برای مدل MaxEnt، فصلی بودن بارش (Bio15) و بارش سالانه (Bio12) بیشترین تأثیر را داشتند. در مدل RF، توزیع اهمیت متعادل‌تر بود و بارش سالانه (Bio12)، کربن آلی خاک و فصلی بودن بارش (Bio15) مهم‌ترین عوامل بودند. پیش‌بینی‌ها برای آینده نتایج نگران‌کننده‌ای را نشان دادند. تحت سناریوی بدبینانه SSP5-8.5 تا سال ۲۰۷۰، مدل RF کاهش 4/88 درصدی و مدل MaxEnt کاهش 0/73 درصدی مساحت زیستگاه مناسب را پیش‌بینی کردند. همچنین مشخص شد که مساحت رویشگاه جدید ایجاد شده در آینده، در مقایسه با مساحت از­دست­رفته، بسیار ناچیز است. تحلیل مکانی نشان داد که زیستگاه‌های باقی‌مانده به لکه‌های کوچک و ایزوله در ارتفاعات بالاتر محدود خواهند شد. محدوده ارتفاعی بهینه گونه نیز از ۱۱۰۰-۱۸۰۰ متر فعلی به ۱۵۰۰-۲۵۰۰ متر در آینده جابجا خواهد شد که به معنای یک جابجایی اجباری به میزان ۴۰۰ تا ۷۰۰ متر به سمت ارتفاعات بالاتر است.نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که گونه بلوط دارمازو با تهدیدی جدی ناشی از تغییرات اقلیمی روبرو است. کاهش شدید مساحت زیستگاه و جابجایی اجباری به ارتفاعات بالاتر، همراه با تکه‌تکه- شدن توده‌ها، بقای بلندمدت این گونه را در معرض خطر جدی قرار داده است. این نتایج بر ضرورت اتخاذ فوری راهبردهای مدیریتی و حفاظتی یکپارچه تأکید دارد. پیشنهادهای کلیدی شامل موارد زیر است: ۱) حفاظت از پناهگاه‌های اقلیمی: شناسایی و حفاظت ویژه از مناطق مرتفعی که در آینده زیستگاه مناسب تر این گونه هستند. ۲) احیای تطبیقی: اجرای برنامه‌های جنگلکاری در مناطقی که مدل‌ها به­عنوان زیستگاه‌های مناسب آینده پیش‌بینی کرده‌اند. ۳) کنترل فشارهای انسانی: کاهش فعالیت‌های مخرب مانند چرای بی‌رویه برای افزایش تاب‌آوری بوم­سازگان. ۴) ایجاد بانک ژن: حفظ ذخایر ژنتیکی جمعیت‌های در معرض خطر از طریق ایجاد بانک ژن و بذر. این پژوهش مبنایی علمی برای تدوین راهبردهای حفاظتی مؤثر و مدیریت پایدار بوم­سازگان جنگلی زاگرس فراهم می‌کند.