بررسی وراثت پیشفرض در طرحوارههای ساختی کلمات غیربسیط فارسی
نویسندگان
1 استادیار زبان شناسی، گروه زبانشناسی و مترجمی زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه(س)، قم، ایران
doi
10.22099/jill.2025.51703.1402چکیده
این پژوهش به بررسی نقشِ سازوکارهایِ طرح واره های ساختی در تخصیص اطلاعات دستوری از جمله ویژگی های صرفی، نحوی، معنایی، مقوله و هسته به کلمات غیربسیط درچارچوب صرف ساختی (بوی 2010، 2017) می پردازد و هدف آن نشان دادن میزان کارآمدی رویکرد ساختی در تحلیل این نوع کلمات است. در این راستا، 200 نمونه از کلمات غیربسیط شامل مشتق، مرکب و اصطلاحات ساختی، برگرفته از فرهنگ زانسو با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که نمونه های مشتق و مرکب، ویژگی های دستوری ازجمله ویژگی های صرفی، مقولۀ نهایی واطلاعات معناییشان را از طرحواره اصلی و زیرطرحواره های ساختی مسلّط بر خود از طریق سازوکار وراثت دریافت می کنند همچنین مشخص گردید که وندهای «–ش» و «–ان» به ترتیب در کلمات مشتق و مرکب، بیشتر به عنوان نمود صوری بخشی از یک ساخت وقوع مییابند و به دلیل تنوع معناییشان در این نمونه ها، در ساختی با الگوی چندمعنایی قرار می گیرند. همچنین، درکلمات مرکب، جایگاه هسته و وابسته اهمیت نظری ندارد، به این دلیل که ساخت، مسئول نهایی تعیین مقولۀ این کلمات و دیگر ویژگی ها است. مهم آنکه با فرض وجود دو قطب صوری و معنایی در ساخت این کلمات و برقراری رابطۀ نظام مند میان این دو، می توان شیوۀ تحلیلی واحد و اقتصادی تری را برای انواع داده های این پژوهش استفاده کرد، اگرچه چالش آن این است که تحلیل دستوری از ساخت این نوع نمونه های فارسی را تاحدّی نامقیّد می سازد. در مجموع، معنایِ گروه های متفاوت کلمات با پیچیدگی ساخت واژی متفاوت، از طریق الگوهای چند معنایی، زیربخشی و معنای وابسته به ساخت به کمک طرحواره ساختی و زیرطرحواره های آن برانگیخته می شود. مهم آنکه با رسیدن به چند زیرطرحواره ساختی تحت تسلط طرحواره مسلط بر این کلمات، می توان نمونه های کمتر قاعده مند و به ویژه خاص را همانند نمونه های قاعده مند تبیین کرد، بدون اینکه در پی یافتن راه حلهای پراکنده برای معانی متفاوت یک وند یا شبه وند در کلمات مشتق و اصطلاحات ساختی، طرح تکواژ صفر برای ترکیبات بدون وند، یا معرفی قاعده راست هسته یا چپ هسته برای کلمات مرکب در توجیه بی قاعدگی ها باشیم.