بررسی رابطۀ میان باورهای هوشی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دارای مشکلات یادگیری
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
2 کاندیدای دکترای تخصصی روانشناسی، گروه تربیتی و مشاوره، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/ceciranj.2019.91937چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان باورهای هوشی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دختر دارای مشکلات یادگیری مشغول به تحصیل در پایههای اول و دوم دبیرستان انجام شد. روش: جامعۀ آماری پژوهش عبارت بود از دانشآموزان دختر پایههای اول و دوم دبیرستانهای منطقۀ 5 تهران که از میان آنان 60 دانشآموز دختر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونهگیری بدین صورت بود که، 6 دبیرستان از بین مدارس منطقۀ 5 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و از هر مدرسه 10 دانشآموز دارای مشکلات یادگیری از میان دانشآموزانی که توسط معلمان یا مشاوران مدرسه دارای مشکلات یادگیری شناسایی شده بودند، به طور تصادفی برگزیده شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامۀ باورهای هوشی (ذبیحی حصاری، 1384) و معدل کل دانشآموزان به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی آنان. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که میان باورهای هوشی و پیشرفت تحصیلی رابطۀ معنادار وجود دارد. نیز، میان باورهای هوشی افزایشی و عملکرد تحصیلی، نسبت به رابطۀ میان باورهای هوشی ذاتی و عملکرد تحصیلی، رابطۀ نیرومندتری برقرار است. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر به اهمیت تاکید بر تقویت باورهای هوشی افزایشی در میان دانشآموزان جهت بهبود عملکرد تحصیلی آنان اشاره دارد.