تحلیل محتوایِ شناختیِ استعارۀ کارکردی در کتاب های درسی فارسی دورۀ ابتدایی
نویسندگان
1 استاد زبان شناسی همگانی دانشگاه پیام نور
2 دانشیار زبانشناسی دانشگاه پیام نور
3 استادیار سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی (برنامهریزیدرسی)
4 دکترای زبانشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
این مقاله با هدف بررسی استعاره های کارکردیِ کتاب های درسی فارسی دورۀ ابتدایی، در چارچوب زبان شناسی شناختی، تحریر یافته و روش پژوهش آن توصیفی و از نوع تحلیل محتوا است. اهمیت این تحقیق در این است که چون استعاره یکی از مفاهیم انتزاعی مهم تفکر و زبان محسوب می شود؛ جهت آموزش آن، ابزار مهمی چون زبان- به این دلیل که بیش از هر عامل دیگری به پیشرفت فکری کودک کمک می کند- باید به شیوه ای علمی و مناسب در اختیار وی قرار گیرد. نتایج حاصل از مطالعه و بررسی داده ها نشان می دهد که کلیۀ انواع استعاره های کارکردی (وجودی، جهتی و ساختاری) در کتاب های فارسی دوم تا ششم دورۀ ابتدایی کاربرد دارند ولی در کتاب فارسی اول ابتدایی، تنها استعارۀ وجودی به کار رفته است. دیگر این که بیشترین میزانِ کاربرد استعاره های کارکردی به استعارۀ وجودی (97/4%) اختصاص می یابد. کاربرد بیشتر استعارۀ وجودیِ حجمی با 51/3 درصد نسبت به دیگر انواع استعاره های وجودی (تشخیص، شیء و ماده)، از دیگر نتایج این پژوهش است. از مهم ترین نتایج این تحقیق می توان به این نکته اشاره کرد که استفاده از استعارۀ وجودی باید در مراحل اولیه ای که دانش آموزان اطلاعات کمی در زمینه مفاهیم دارند، مورد استفاده قرار گیرد و سپس به تناسب سن، به دلیل افزایش رشد شناختی، از میزان آن ها کمتر شده و از استعاره های پیچیده تر استفاده گردد. همچنین از آنجا که پدیدۀ «تشخیص» از ویژگی های تفکر دانش آموزان ابتدایی محسوب می شود، استفاده مناسب از آن می تواند به آن ها، به ویژه در سنین پایین تر، کمک کند تا مفاهیم ناملموس، غیرمادی، مبهم و انتزاعی را راحت تر درک کنند.