تأثیر آموزش مبتنی بر روانشناسی مثبتنگر بر سخترویی و تعادل عاطفۀ مادران کودکان مبتلا به اختلال بیشفعالی– نقصتوجه
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
2 استاد گروه مشاوره، دانشکده علومتربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه خاتم، تهران، ایران
doi
10.22034/ceciranj.2018.82138چکیده
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش روانشناسی مثبتنگر بر سخترویی و تعادل عاطفۀ مادران کــودکـان مبتـلا بـه اختـلال کاستی توجه – بیشفعالی انـجـام شد. روش پـژوهـش، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش، شامل کلیۀ مادران کودکان دارای اختلال کاستی توجه - بیش فعالی بود که در سال 97-1396 برای درمان فرزند خود به مرکز جامع اعصـاب و روان آتیـه در تهران مراجعه کرده بودند. تعـداد 28 نفر از مادران بهعنوان نمونۀ پژوهش از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (13) و گروه کنترل (15) جایگزین شدند. گروه آزمایشی در 10 جلسۀ آموزش (هفتهای 1 جلسه؛ هر جلسه 120 دقیقه) شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکرد. برای گردآوری اطلاعـات از پرسشنـامههای سخترویی کوباسا (1979) و عواطف پاناس (1988) استفاده شد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره با بهکارگیری نرم افزار spss25 تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر مفاهیم روانشناسی مثبتنگر به افزایش معنادار در میزان سخترویی و مؤلّفههای آن(به غیر از چالش، (05/0<p)، عواطف مثبت و کاهش عواطف منفی در مادران کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه – بیشفعالی منجر شده است(05/0 >p). با توجه به یافتههای پژوهش، استفاده از برنامـۀ آمـوزش مبتنی بر روانشناسی مثبـتنگر در جهت ارتـقاء سخترویی و افزایش هیـجان مثبت مـادران کودکـان دارای اختلال کاستی توجه – بیشفعالی باهدف ایمنسازی روانی آنها پیشنهاد میشود.