فهم سرمایة اجتماعی بینسازمانی در دستگاههای اجرایی با رویکرد دادهبنیاد
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت، دانشکدة مدیریت و علوم اجتماعی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت، دانشکدة علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت، دانشکدة علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
4 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکدة علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
doi
10.22059/jscm.2021.324226.2161چکیده
این پژوهش با هدف طراحی الگوی سرمایة اجتماعی بینسازمانی در دستگاههای اجرایی با استفاده از روش کیفی و استراتژی دادهبنیاد بر اساس رهیافت گلیزر انجام شد. در این تحقیق، که یک پژوهش بنیادی از نوع توصیفیـ اکتشافی است، ابزار اصلی پژوهش مصاحبههای نیمهساختاریافته با افراد آگاه و متخصص در حیطة موضوع پژوهش بود و نمونهگیری به صورت گلولهبرفی از میان مدیران دستگاههای اجرایی و اعضای هیئتعلمی دانشگاه، که ویژگیهای مورد نظر را داشتند، انجام شد. پس از 17 مصاحبه و جمعآوری اطلاعات، کدهای بهدستآمده در بخشهای مختلف تجزیهوتحلیل شدند و در مراحل سهگانة کدگذاری باز و محوری و انتخابی برخی مفاهیم و مقولهها و فرامقولههای رویشیافته از درون دادهها تا رسیدن به اشباع شناسایی شدند. در نهایت، الگوی سرمایة اجتماعی بینسازمانی در 5 طبقة اصلی با مقولات اعتماد بینسازمانی، وفاق و همدلی، مشارکت بینسازمانی، تعلق حاکمیتی به عنوان مشخصههای سرمایة اجتماعی بینسازمانی؛ عوامل تقویتی با فرامقولههای عوامل سازمانی، عوامل آموزشی، عوامل ایدئولوژیک، عوامل فرهنگی؛ طبقة پیشایندها شامل ویژگیهای فردی، ویژگیهای سازمانی، اهداف مشترک، ارتباطات فراگیر بینسازمانی؛ طبقة پیامدها شامل پیامدها در سطح سازمانی و ملی؛ طبقة موانع شکلگیری شامل موانع درونسازمانی و موانع برونسازمانی به دست آمد. با استفاده از الگوی ارائهشده میتوان سرمایة اجتماعی را در دستگاههای اجرایی ایجاد و تقویت کرد و از پیامدهای آن بهره گرفت.