شخصیت و شخصیتپردازی در حدیقه سنایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه
doi
چکیده
قدمت روایت با انسان برابری میکند. از همان آغاز بررسی موضوعات ادبی، نشانههایی از توجه به روایت دیده میشود. در بوطیقای ارسطو، عناصر بعضی از انواع روایی مثل تراژدی و حماسه مورد توجه قرار گرفتهاند. در داخل یک کلّیت روایی، عناصر مختلف چون طرح، شخصیّت، زمان، مکان، زاویه دید و... در راستای همدیگر، همچون یک کلّیت منسجم عمل میکنند و در نهایت باعث خلق ساختار روایی آن متن میشوند. سنایی برای ملموس ساختن و تبیین هر چه بهتر مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود در حدیقه از حکایتهای زیادی استفاده کرده است. این بخش روایی حدیقه دارای ساختاری متمایز از کلیت کتاب میباشد و در آن از عناصر روایی- ساختاری مختلف در کنار یکدیگر بهره برده میشود. در این تحقیق با دیدی ساختاری به زوایای مختلف مبحث شخصیّت و شخصیّتپردازی حکایتهای حدیقه سنایی که یکی از کتابهای باارزش ادبیات عرفانی میباشد، پرداخته شده است.