گونه شناسی زبانی نسخۀ خطی «خُطَب»: مطالعه ای تطبیقی با تکیه بر متون همگون

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران.

doi
10.22099/jill.2025.53002.1422
چکیده

«گونه ­­­شناسی» شاخه­ ای نوظهور از دانشِ زبان­شناسی است که به ­بررسی، مقایسه و طبقه ­بندی زبان­ ها بر اساس ویژگی­ های ساختاری مشترک آنها می ­پردازد. نظریۀ گونه ­شناسی بر این پیش­ انگارۀ بنیادین استوار است، ­که آیا می ­توان آثار نویسندگان و سرایندگان مناطق مختلف ­جغرافیایی ایران را با وجود اختلافات زبانی چشمگیر، از منظرِ سبک و سبک ­شناسى یکسان انگاشت و همگى را بی­ توجه به ناهمگونی­ های واژگانى و ساختارى و آوایىِ موجود در این متون، در قالب یک دورۀ تاریخى و سبک خاص مورد بررسی قرارداد؟ گونه­ شناسی با طرح این دو ویژگی، یعنی شناخت کاربردهـای زبـان فارسـی درحوزه ­های مختلف جغرافیایی و دوره­ های زمانی معین، سنجه­ هایی را فراهم می‌آورد که به کمک آنها می‌توان گونۀ ­زبانی اصیل یک متن، مکان و زمان تقریبی تألیف آثار بی­ شناسنامه را شناسایی کرد. این پژوهش با رویکردی قیاسی- استقرایی انجام شده ­است و در آن تلاش می‌شود تا با شناسایی نظام‌های آوایی، ساختاری و واژگانی (گونه‌شناسی) متن و مقایسۀ این نظام‌ها با متون همگون، گونۀ زبانی کتاب و مکان تقریبی تألیف آن مشخص گردد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که روند گرایش گونه‌ها و گویش‌ها به سوی شکل‌گیری زبان فارسی معیار در تمامی مناطق فارسی‌زبان، به شکلی یکسان و همزمان روی نداده ­است. گونۀ زبانی کتاب، گونۀ فرارودی (ماوراء­النهری) است. کاربرد لهجه­ ها و گویش ­های محلّی منطقۀ فرارود و پیوندِ عمیق متن با بافت تاریخی و اجتماعی دورۀ خود و تأثیر­پذیری همزمان از زبان­های سغدی و پهلوی در کنار ساختارهای زبان عربی، از عوامل اصلی تشخص بارز زبانی آن به شمار می‌رود.