زمینه‌های گفتگویی طنز در مثنوی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

گفتگو در آثار میخاییل باختین اصطلاحی است که سرشتی روش‌شناختی دارد. وی گفتگو را روشی برای روبه‌رو شدن با اموری می‌داند که تن به برخورد سلطه‌‌جویانه نمی‌دهند. بنابراین، این اصطلاح در تقابل با برتری طلبیِ نیروهای تک‌آوا قرار می‌گیرد. جنبه‌های گفتگوییِ طنز، خنده و کارناوال در اندیشۀ باختین نیز در همین ویژگی ریشه دارند. هدف مقاله حاضر بررسی زمینه‌های است که با پرورش عناصر گفتگویی و کارناوالی، به شکل‌گیری عناصر طنزآمیز در مثنوی انجامیده‌اند. از این‌رو، ابتدا براندازی آوای برتر به عنوان روشی تنیده در ساختارِ صوری و معنایی مثنوی بررسی شده است. در بخش دوم، بازتابِ این روش در طنزآمیز کردنِ حکایات مثنوی دنبال شده است. در این حکایات، ورود صدای مسلّط به فضایی عمومی و همنشینی آن با صداهای سرکوب شده، به ایجادِ فضایی کارناوالی و همراه با خنده می‌انجامند. می‌توان گفت، طنزپردازی مثنوی، زاییده روشِ براندازنده و فرارونده آن برای تفسیر جهان‌اند نه عناصری برای تزیینِ متن.