علوم انسانی اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی و عطاس (مطالعه تطبیقی)

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه مدیریت/ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی/ قم

doi
10.30465/srs.2021.37861.1894
چکیده

امکان و چگونگی علوم انسانی اسلامی، از جمله مسائل و موضوعاتی است که در چند دهه اخیر مورد توجه بسیاری از محققان و متفکران مسلمان قرار گرفته است. یکی از راه‌هایی که می‌تواند به پیشرقت این حوزه مطالعاتی و حل مسائل آن کمک کند مطالعه تطبیقی آرا و نظریات شخصیت‌های برجسته و تأثیرگذار این عرصه است. به همین منظور مقاله حاضر تلاش دارد با روش توصیفی تحلیلی، برخی از مهم‌ترین مشابهت‌ها و تمایزات دیدگاه‌های علامه مصباح یزدی و سید محمد نقیب العطاس در این زمینه را به اجمال بررسی نماید. از جمله مشابهت‌ها می‌توان به مواردی هم‌چون: امکان و لزوم تدوین علوم انسانی اسلامی، ابتنای علوم انسانی اسلامی بر مبانی خاص خود، نفی حصر روش‌شناختی تجربی، نقد سکولاریزم به عنوان یکی از مبانی مهم و اساسی علوم انسانی غربی و ... اشاره کرد. در مورد تقاوت‌ها نیز مواردی هم‌چون: تعریف علم، دین و علم دینی، معیار صدق و کذب گزاره‌ها، جایگاه شهود در ابزارها و منابع شناخت، هستی‌شناسی و تأثیر آن در علوم انسانی اسلامی و ... قابل ذکر و اشاره است.