اثر تغییرات طول، عرض جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا بر اندازه بذر بلوط ایرانی (Quercus brantii)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه، ایران

2 دانشیار گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ایران

3 استادیار گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ایران

4 دانش‌آموخته دکتری جنگلداری، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ایران

5 استاد گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ایران

doi
10.30466/jfrd.2024.55316.1725
چکیده

مقدمه و هدف: زادآوری طبیعی، به­دلیل تولید پایه­های مرغوب و بهتر، برتری دارد و تحت­تاثیر اندازه بذر بوده و بر رشد گیاهچه و استقرار و بقا آن تأثیر می­گذارد. اندازه بذر راهبرد مهمی در توانایی و قدرت رقابتی رویشگاه در محیط است و شناخت ویژگی­های اندازه بذر در رویشگاه­های زاگرس می­تواند به مدیریت بهینه، حفظ و پایداری این جنگل­ها منجر شود. در جنگل­های زاگرس به­طورکلی سه گونه عمده بلوط به نام­های بلوط ایرانی (Quercus brantii)، دارمازو (Q. infectoria) و ویول (Q. libani) وجود دارد که گسترده­ترین آنها گونة بلوط ایرانی است. با توجه به جایگاه ارزشمند گونة بلوط ایرانی در جنگل­های زاگرس، توسعه پژوهش­های هرچه بیشتر در رابطه با این گونه از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین شناخت ارتباط اندازه بذر با عرض جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا و روند تغییرات اندازه بذر در گرادیان ارتفاع و عرض جغرافیایی ضروری به­نظر می­رسد.مواد و روش‌ها: به­همین منظور در این پژوهش، بذر چهار رویشگاه بلوط ایرانی از زاگرس (بانه، چوار ایلام، چکنی خرم­آباد و سی­سخت یاسوج) در عرض­های جغرافیایی و ارتفاعات مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در هر پروونانس 12 پایه با قطر یکسان (30-40 سانتی­متر) و با رعایت فاصله در حدود 100 متر (به­دلیل اجتناب از قرابت ژنتیکی)، به­صورت تصادفی و روی خط­نمونه انتخاب شدند. موقعیت جغرافیایی پایه­های انتخاب شده با موقعیت مکانی جهانی GPS  ثبت شد. سپس از هر درخت حدود یک کیلوگرم بذر رسیده در همه جهات تاج به­صورت کاملاً تصادفی در اوایل آذر ماه 1401 جمع­آوری شد. شاخص­های طول بذر، قطر ناف، قطر بذر، قطر بذر در هشت میلی­متری نوک بذر، نسبت طول به قطر بذر، محیط دور بذر، نسبت محیط بذر به قطر بذر، نسبت محیط بذر به طول بذر، دانسیته محتوای بذر، نسبت دانسیته محتوای بذر به طول بذر، نسبت دانسیته محتوای بذر به قطر بذر برای 20 عدد بذر از هر پایه اندازه­گیری شد. نرمال بودن داده­ها با آزمون Kolmogorov-Smironov یک نمونه­ای بررسی شد. سپس مقایسه صفات مورفولوژیک بذر پروونانس­های مختلف و مقدار تاثیر عوامل مختلف با استفاده از تجزیه واریانس یک­طرفه و آزمون دانکن (در سطح 05/0) انجام شد. برای شناسایی تفکیک پروونانس و ارتفاعات مختلف از تجزیه تابع تشخیص در صفات بذر استفاده شد و این توابع بر اساس آزمون Wilks lambda و کای­اسکوار مورد آزمون قرار گرفتند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که با کاهش عرض جغرافیایی، طول بذر و نسبت طول به قطر آن افزایش یافت، درحالی­که قطر، دانسیته محتوای بذر در طول، قطر ناف و قطر در فاصله هشت میلی‌متری نوک بذر کاهش یافت. تحلیل تابع تشخیص (دو تابع اول و دوم که مجموعاً ۸۸ درصد واریانس را توضیح می‌دهند) نشان داد در تابع اول، رویشگاه بانه بیشترین تمایز مثبت (956/2) و رویشگاه چکنی خرم‌آباد بیشترین تمایز منفی (998/0-) را داشت، درحالی­که در تابع دوم، رویشگاه چوار ایلام بیشترین تمایز مثبت (905/0) و پروونانس سی‌سخت بیشترین تمایز منفی (575/0-) را نشان دادند. همچنین در تابع سوم، مرکز رویشگاه‌ها بیشترین تمایز مثبت (781/0) را در پروونانس چکنی خرم‌آباد و بیشترین تمایز منفی را در رویشگاه سی‌سخت یاسوج داشت. بررسی شاخص‌ها در ارتفاعات مختلف نیز تفاوت معناداری نشان داد؛ به­طوری­که ارتفاع پایین (۱۰۰۰–۱۲۶۰ متر) بیشترین مقادیر را در شاخص‌های طول بذر، محیط طولی بذر، نسبت طول به قطر و نسبت محیط به قطر بذر داشت، در­حالی­که ارتفاع میانی (۱۲۶۰–۱۵۴۰ متر) بیشترین مقادیر را در شاخص‌های مساحت، دانسیته محتوای بذر، مساحت سطح مقطع طولی بذر و نسبت دانسیته به طول و قطر بذر نشان داد. نتایج تحلیل تابع تشخیص برای ارتفاعات (دو تابع که مجموعاً 9/85 درصد واریانس را توضیح می‌دهند) نشان داد در تابع اول، ارتفاع میانی (۱۲۶۰–۱۵۴۰ متر) بیشترین عملکرد مثبت (643/0) و ارتفاع ۱۵۴۰–۱۸۰۰ متر بیشترین عملکرد منفی (259/1-) را داشت، درحالی­که در تابع دوم، ارتفاع میانی بیشترین عملکرد مثبت (561/0) و ارتفاع ۱۸۰۰–۲۱۰۰ متر بیشترین عملکرد منفی (463/0-) را نشان داد. در تابع سوم نیز مرکز پروونانس‌ها بیشترین عملکرد مثبت (253/0) را در ارتفاع پایین (۱۰۰۰–۱۲۶۰ متر) و بیشترین عملکرد منفی را در ارتفاع بالا (۱۸۰۰–۲۱۰۰ متر) داشت.نتیجه‌گیری: یافته­های این بررسی نشان داد که رویشگاه­های­ شمالی و ارتفاعات پایین دارای اندازه و محتوای بذر بیشتری هستند و به­واسطه قطر (پهنا) بیشتر و نسبت طول به قطر کمتر می­توان انتظار داشت در جنگلکاری­ها نهال­های بهتری تولید کنند. البته باید ذکر کرد که شاید این تغییرات اندازه در رویشگاه­ها و ارتفاعات مختلف نوعی سازگاری ژنتیکی و محیطی با رویشگاه­های خود باشند و یک راهبرد رویشگاهی برای تطابق با شرایط محلی و دشمنان طبیعی بذر باشد.