دو زبانگی و رابطۀ آن با مهارت های تفکر انتقادی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه پیام نور همدان

doi
چکیده

هدف اصلی این پژوهش مقایسة مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه بوده است. روش پژوهش علّی- مقایسه ای است و جامعة آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه دورة راهنمایی تحصیلی شهرکرمانشاه در سال تحصیلی89-88 تشکیل داده اند. نمونه ای به حجم 381 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و از پرسش نامة مهارت های تفکر انتقادی فرم ب کالیفرنیا به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی،آزمون t درگروه های مستقل، t هتلینگ و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که میانگین مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان مورد مطالعه93/6 از 34 و درسطح ضعیفی قرار دارد. بین میانگین تفکر انتقادی دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه تفاوت معنا داری وجود دارد و میانگین تفکر انتقادی دانش آموزان دوزبانه، هم در مهارت کلی تفکر انتقادی و هم در برخی خرده مهارت های تشکیل دهندة آن، بالاتر از دانش آموزان یک زبانه است. نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره حاکی از معناداری رگرسیون بوده و متغیرهای زبان و جنسیت دانش آموز به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین متغیر ملاک داشته است. براساس یافته های این پژوهش می توان گفت که دو زبانگی نه فقط تهدید نیست، بلکه در صورت توجه مناسب و به موقع به زبان مادری، می تواند به تقویت دیگر مهارت های شناختی و از جمله مهارت های تفکر انتقادی منجر شود.