اثربخشی آموزش ادبیات کودک بر مشکلات هیجانی و رفتاری کودکان بیسرپرست و بدسرپرست
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قزوین، گروه روانشناسی عمومی، قزوین، ایران.
2 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ابهر، گروه روانشناسی، ابهر، ایران.
doi
چکیده
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش ادبیاتکودک بر مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان بدسرپرست و بیسرپرست بود. روش پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و پیگیری بود. از بین کودکان بیسرپرست و بدسرپرست استان البرز 20 کودک3 تا 6 ساله به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (10 نفر) و گواه (10 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامة بررسی مشکلات و نقاط قوت (فرم معلم) بود که این پرسشنامه برای سنین 16-3 بکار میرود و دارای پنج خرده مقیاس است که عبارتند از: نشانههای هیجانی،مشکلات سلوک، بیشفعالی، کمبود توجه، مشکلات ارتباطی با همسالانو رفتارهای جامعه پسند. برای گروه آزمایش، 10 جلسهی یک ساعته آموزش ادبیات کودک، شامل قصه، داستان، شعر، نغمه و لالایی برگزار شد و برای گروه گواه هیچ مداخلهای انجام نگرفت. در پسآزمون، هر دو گروه ارزیابیشدند، دادهها از طریق تحلیلواریانس با اندازهگیریمکرر تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات آزمونها در دوگروه، تفاوت معناداری وجود داشت. یافتهها حاکی از آن بود که آموزش ادبیات کودک، چهار مؤلفهی اختلالات رفتاری و هیجانی شامل نشانههایهیجانی، مشکلاتسلوک، بیشفعالی، مشکلات با همتایان را کاهش میدهد و رفتارهای مطلوب اجتماعی را افزایش میدهد و این تاثیر ماندگار است (p≤ 0.05).