هندسه متغیر قدرت ؛ کویت و هنر بقاء در عصر شکنندگی پسا بهار عربی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 استادیارگروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)قزوین، قزوین، ایران
3 استادگروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)قزوین، قزوین، ایران
doi
10.22034/fasiw.2025.527169.1485چکیده
تأثیر بهار عربی بر پویههای جامعهسیاسی جهان عرب، الگویی دوپارچه از دگرگونیها پدید آورد؛ دولتهای دچار دگرگونیهای ساختاری (تونس، مصر، یمن، بحرین، لیبی، سوریه) و جوامع شاهد تحولات محدود (مراکش، اردن، لبنان، الجزایر، کویت، عربستان سعودی، عمان). این رویدادها نهتنها معماری قدرت منطقهای را متحول ساخت، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکیِ دامنهداری را رقم زد و خاستگاه این تحولات که در بحرانهای ساختاری عربی ریشه داشت، بازتاب تعامل دیالکتیکی نارضایتیهای بومی و دینامیسمهای فراملی بود. پرسش محوری این پژوهش؛ دلیل عدم اثرگذاری جنبشهای اعتراضی در کویت در پسابهار عربی چه بود؟ در چارچوب روش پژوهش سازهانگاری اجتماعی، باید بیان داشت که متغیرهای درونزای منازعات فرقهای، بحران زیستحقوقی بیدونها، ساختار هیبرید سیاسی، عوامل برونزای امواج ناآرامیهای منطقهای،سازوکارهای همافزایی اعتراضات را پدید آوردند و اگرچه متغیرهای درونی، بستر ناهمسازیها را فراهم نمود، اما مؤلفههای فراملی در شکلدهی به روندشناسی کنشهای اعتراضی و جهتدهی گفتمانهای انقلابی نقشی تعیینکننده ایفاء نمودند اما موفق به انقلاب در کویت تاکنون نگردیدند. این پژوهش براساس روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از نظریات سازه انگاری و روش جمع آوری کتابخانه ای و اسنادی تدوین گردیده است.