تکوین الگوی "دولت ملی نوسنت گرا" در مواجهه با الگوی"احیای خلافت اسلامی" ( با تأکید بر تعامل دین و دولت در امارات متحده عربی ).

نویسندگان

1 استادیارگروه علوم سیاسی و اقتصاد، دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار،ایران

doi
10.22034/fasiw.2025.506228.11439
چکیده

: در دهه‌های اخیر، الگوی "دولت ملی‌ نوسنّت‌گرا" در مواجهه با "احیای خلافت اسلامی" در جهان اسلام شکل گرفته است. امارات متحده عربی نمونه‌ای بارز از رویکرد اول است که با اتخاذ پارادایم دینی نوسنّت‌گرا، مبتنی بر فقه تساهل‌گرا با تأسی از "فقه المقاصد"، به تعدیل مرزبندی‌های جهان اسلام با مدرنیته می‌پردازد. در مقابل، رویکرد"احیای خلافت اسلامی" در چارچوب "اسلام سیاسی" و سلفی‌گری، مرزبندی‌های رادیکالی با جهان مدرن ، و به طور خاص جوامع شیعی، ایجاد کرده و خواهان بازگشت به نظم خلفایی در مقیاس امت واحده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه امارات متحده عربی، با اتخاذ الگوی شورایی شبه دموکراتیک، بدون پذیرش خط‌مشی اسلام سیاسی-سلفی، توانسته به سطح قابل قبولی از توسعه و رفاه دست یابد. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که دولت ملی‌گرای نوسنّت‌گرای امارات، به پشتوانه فقه المقاصد و تکیه بر اصل "شورا"با مشاورت عبدالله بن بیه ، توانست  دین را در تعامل با دولت قرار دهد که نتیجه آن رسیدن به درجه بالایی  از توسعه اقتصادی ، در سطح ملی - بین المللی و در نتیجه میزان قابل توجهی از مشروعیت کارآمدی را به دست آورد. به رغم چنین پیشرفتی، نتایج حاصل از این پژوهش  نشان می دهد که الگوی مذکور، ممکن است در  چشم انداز آینده، به علت نادیده گرفتن برخی خطوط قرمز مسلمانان،  با چالش‌هایی نظیر مطالبات مدنی و شکل‌گیری نوبنیادگرایی اسلامی مواجه گردد. پژوهش حاضر، به صورت کیفی، با روش کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده و برای تحلیل یافته‌ها از "برنامه‌های پژوهشی لاکاتوش" بهره گرفته شده است.