اوراسیا و بازتعریف نفوذ جهانی در عصر پسا آمریکا: نقش کریدور شمال ـ جنوب و ابتکار کمریند و جاده

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده فلسفه و علوم سیاسی، دانشگاه دولتی حمل‌ونقل، مسکو، روسیه

doi
10.22034/fasiw.2025.558115.1542
چکیده

تحولات ساختاری اخیر در نظم جهانی و روند افول نسبی هژمونی ایالات متحده، ضرورت بازاندیشی در نظریه‌های توازن قدرت و رویکردهای تحلیل ژئوپلیتیک منطقه‌ای را برجسته ساخته است؛ در این چارچوب، اوراسیا به‌عنوان یک محور ژئوستراتژیک حیاتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف سازوکارهای نفوذ و بازتوزیع قدرت جهانی ایفا می‌کند. این مقاله با تکیه بر چارچوب‌های نظری قدرت سخت و نرم، توازن قدرت و نظریه نظم چندقطبی، به بررسی نقش پروژه‌های کلان حمل‌ونقل و زیرساختی، به‌ ویژه کریدور شمال–جنوب و ابتکار کمربند و جاده، در تغییر پویایی‌های قدرت جهانی می‌پردازد. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل این است که چگونه این پروژه‌ها، فراتر از ابعاد اقتصادی و تجاری،به‌عنوان ابزارهای استراتژیک، ظرفیت‌های قدرت‌های منطقه‌ای را تقویت کرده و نفوذ سنتی ایالات متحده را محدود می‌سازند. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل ژئوپلیتیک اسنادی و مطالعه سیاست‌ها، توافقات بین‌المللی و پروژه‌های ترانزیتی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کریدور شمال–جنوب، با کاهش محسوس هزینه و زمان حمل‌ونقل، توانسته فرصت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی برای هند، ایران، روسیه و آذربایجان ایجاد کند و این کشورها را قادر سازد تا نقش فعال‌تری در بازتوزیع قدرت منطقه‌ای و تقویت جایگاه استراتژیک خود ایفا کنند. این پروژه‌ها قادر به بازتعریف سازوکارهای سنتی نفوذ جهانی و افزایش توانمندی بازیگران منطقه‌ای در شکل‌دهی به نظم چندقطبی هستند. پروژه‌های زیرساختی اوراسیا به‌عنوان عوامل تعیین‌کننده در سیاست‌های قدرت جهانی ظهور یافته و فرآیند بازتوزیع نفوذ میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را تسهیل می‌کنند، به گونه‌ای که همگان شاهد تغییرات ملموس در معماری ژئوپلیتیک قاره اوراسیا و بازتعریف خطوط نفوذ جهانی هستند.