تأثیر سیاست های جمعیت بر وضعیت تراز قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی، تاکستان، ایران
2 گروه روابط بین الملل، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه روابط بین الملل، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/fasiw.2025.535276.1498چکیده
این پژوهش به بررسی تأثیر سیاستهای جمعیتی جمهوری اسلامی ایران بر وضعیت تراز قدرت ملی با تمرکز بر نقش عوامل راهبردی میپردازد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تغییرات جمعیتی، بهویژه در ساختار سنی و توزیع جمعیت، میتواند پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی بر توان ملی و جایگاه کشور در نظام بینالملل داشته باشد. روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) بوده و جامعه آماری شامل نخبگان و متخصصان حوزه علوم سیاسی به ویژه اساتید دانشگاهی است. در بخش کیفی، با انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته و تحلیل مضمون، ۸۲ مضمون اولیه استخراج شد که پس از کدگذاری به ۹ مضمون سازماندهنده شامل الزامات سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، بهداشتی و زیستمحیطی، جغرافیایی و جمعیتشناختی تقسیم شدند. همچنین، چهار مضمون فراگیر اصلی شامل الزامات مدیریتی و سیاسی، اقتصادی، آموزشی-فرهنگی-اجتماعی و بهداشتی-زیستمحیطی و جغرافیایی-جمعیتشناختی شناسایی گردید. در بخش کمی، پرسشنامه طراحی و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد PLS، برازش مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که الزامات جغرافیایی و جمعیتشناختی با ضریب تأثیر ۰.۶۱۵ بر الزامات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار است و الزامات مدیریتی، سیاسی و اقتصادی بیشترین تأثیر (۰.۶۶۲) را بر وضعیت تراز قدرت ملی دارند. یافتهها نشان میدهد سیاستهای جمعیتی میتوانند به طور معناداری در ارتقای قدرت ملی ایران مؤثر باشند.