پیرِ گلرنگ (تأمّلی دیگر در بیتی از حافظ)
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان
doi
چکیده
درباره این بیت از دیوان خواجه: «پیر گلرنگ من اندر حق ازرقپوشان / رُخصت خُبث نداد ارنه حکایتها بود» از دیرباز تاکنون تفاسیر و معانی متعدد و گوناگونی مطرح گردیده است. در این مقاله، ابتدا دیدگاههای متقدمان را در چهار گروه کلی دستهبندی کرده آنها را به-اختصار نقد و بررسی میکنیم. سپس، با این فرض که در روششناسی شرح متون آنچه اهمیت دارد، بهدستدادن گونهای «پارادایم» یا انگاره هماهنگ برای فهم متن است و آنچه یک تفسیر را بر دیگری تفوّق میبخشد سازگاری بیشتر اجزاء پارادایمی است که شارح ترسیم کرده است، قرائت خود یا خوانش جدید را، از رهگذر برجستهسازی دو تقابل و قرار دادن این بیت در آن نظام تقابلی یا شبکه روابط، به گونهای صورت میدهیم که همخوانی بیشتری با سایر اجزاء دیوان و جهانبینی حافظ داشته باشد. قرائت ما در واقع گونهای دیگر از خوانش زرینکوب(1364) است.