تحلیل مضمون روابط قدرت در رسانه اجتماعی سیاستمداران: مطالعه موردی توییت های ترامپ درباره ایران
نویسندگان
1 دکتری مدیریت رسانه، گروه ارتباطات، روزنامهنگاری و رسانه، دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 کارشناسی مهندسی صنایع، گروه فنی و مهندسی، دانشگاه پیام نور، تبریز، ایران
doi
10.22034/fasiw.2025.475739.1473چکیده
در عصر رسانههای اجتماعی، سیاستمداران از پلتفرمهایی نظیر توییتر(شبکه ایکس) برای شکلدهی به افکار عمومی و پیشبرد اهداف سیاسی بهره میگیرند. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون بارویکرد شبکه مضامین به بررسی روابط قدرت در توییتهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، درباره ایران میپردازد. جامعه زبانی پژوهش شامل بیش از 240 توییت است که در بازه ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ منتشر شدهاند. در مجموع 27کد پایه از توییتها استخراج شد که تعداد کل تکرار آنها به ۶۷۸ مورد میرسد. این کدها در قالب 10 مضمون پایه، 5 مضمون سازماندهنده: 1.نمایش هژمونی آمریکا و تهدید مستقیم ایران2.تخریب گذشته برای ساختن قدرت حال: برجام و دولت اوباما 3.اعمال فشار حداکثری:تحریمها و انزوای اقتصادی 4.مشروعیتزدایی از نظام ایران و حمایت از اپوزیسیون داخلی 5. شخصیسازی قدرت و نمایش اقتدار فردی ترامپ) و یک مضمون فراگیر(بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییتهای ترامپ درباره ایران) استخراج شد که همگی ذیل یک مضمون فراگیر (بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییتهای ترامپ درباره ایران) قرار دارند. نتایج نشان میدهد گفتمان ترامپ در توییتر درباره ایران، شدیداً مبتنی بر نمایش قدرت یکجانبه، شخصیسازی سیاست خارجی، و بازنمایی دوگانه “ما قدرتمند – آنها ضعیف” است. این گفتمان با استفاده از ابزارهایی چون تهدید، تحریم، مشروعیتزدایی و روایتهای شخصمحور، سعی در تثبیت یک روایت سلطهگر از روابط آمریکا و ایران دارد. پژوهش حاضر نشان میدهد که رسانههای اجتماعی چگونه میتوانند به بستری مؤثر برای تولید و بازنمایی پیچیده قدرت سیاسی در سطوح بینالمللی تبدیل شوند.