نگاهی به تغییر کارکرد و ساختار برخی از اساطیر در اشعار م. سرشک (بنابر تفکر اومانیستی شاعر)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت معلم

doi
چکیده

گرچه از عصرجهان‌بینی اسطوره‌ای یعنی عصری که انسان می‌خواست با نیروی خیال و به زبان اسطوره، خود و جهان را تبیین کند، قرن‌ها گذشته است؛ اما انسان هرگز نتوانسته است، از جاذبة جادویی اسطوره بی‌نیاز بماند. هنرآفرینان همواره با انطباق اساطیر کهن با شرایط موجود به باززایی و نوسازی آن دست یازیده و از نیروی عظیم خیالی آن بهره گرفته‌اند. در عصر حاضر شاعران معاصر شعر فارسی به اقتضای فکر و فرهنگ خویش به بازتولید و خلق اسطوره‌ها روی آورده‌اند. شفیعی کدکنی از جمله­ شاعران بزرگ معاصر است که هم اسطوره‌های کهن با تغییر ساختار و کارکرد و هم اسطوره‌های نوساخته از شخصیت‌ها‌ی تاریخی ِغالباً عرفانی، فراوان در شعرش دیده می‌شود. در این مقاله تلاش شده است تا نشان داده شود که چگونه زمینه‌های ذهنی و فکری شاعر، که مبتنی بر ذهنیت اومانیستی است، منجر به تغییر ساختار و کارکرد اسطوره‌های پیشینی و خلق اسطوره‌های تازه شده است.