خوانش ترامتنی باورپذیری اسطوره رستم در شاهنامه طهماسبی از خردورزی تا فرزندکشی
نویسندگان
1 دکترای تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، گروه هنراسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfava.2025.391681.667441چکیده
بازنمایی و باورپذیری اسطورهای که در قالب کلمات روایتشده همواره در کانون توجه نگارگران و حامیان هنر و ادبیات بوده است. رستم به یاری پروردگار با قدرتی مافوقانسانی دشمنان جامعه خویش را از پای درمیآورد؛ اما اسطورة پهلوانی و خردورزی در روایتی ناباورانه فرزند خود را به کام مرگ کشاند. هدف از این پژوهش کشف وجوه افتراق و اشتراک شمایل اسطورة پهلوانی رستم از کشتن دیو سپید تا مرگ فرزند در متنکلامی و متنتصویری شاهنامه طهماسبی و شناسایی تلاش مؤلف و مصوِّر در باورپذیری رفتار متناقض اسطوره است. سؤال پژوهش عبارت است از خالقان متنکلامی و متنتصویری شاهنامه طهماسبی با توجه به تناقض در رفتار رستم از کشتن دیو سپید تا مرگ فرزند در باورپذیری رفتار اسطورة پهلوانی شمایل وی را چگونه روایت کردهاند؟ این پژوهش با گردآوری دادهها به شیوه اسنادی و مطالعات کتابخانهای به روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد ترامتنیت ژنت صورت گرفته است. از نتایج پژوهش اینکه خالق متنکلامی همواره اسطورة خویش را تمجید میکند اما در روایت مرگ فرزند با تحقیر، وی را فاقد خرد و مهر پدری میداند؛ مصوِّر نیز در بینامتنیت بهصورت ضمنی و در بیشمتنیت با تراگونگی و حذف عناصر اغراقآمیز، رستم را در تعارض با وجوه شمایلی در متنکلامی به تصویر کشیده است.