شکایت از رأی مدنی در خلال مهلت طریقۀ شکایت دیگر و مقولۀ اسقاط حق شکایت

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jolt.2019.280982.1006723
چکیده

ممکن است شخصی حق داشته باشد از یک رأی به چند طریق شکایت کند. این طرق شکایت عادی و فوق‏العاده طی اصولی در کنار یا به دنبال هم هستند. اسقاط این حق شکایت بر اساس اصول شناخته‏شدة دادرسی میسر است. اما، دربارة نحوه و هنگامة اسقاط و برخورد آن با صلاحیت و اختیار توصیف دادگاه مرجوع‏الیه در تفسیر قوانین نزد دکترین و رویة دادگاه‏ها اختلاف‏هایی وجود دارد. برخی آن را ضمناً قابل اسقاط می‏دانند، برخی شعب فقط به اسقاط صریح ترتیب اثر می‏دهند، و بعضی شعب دیوان عالی کشور نیز هیچ‌یک را قابل پذیرش نمی‏دانند. در این پژوهش بحث‏ها و استدلال‏های دکترین و رویة قضایی تحلیل می‏شود. به باور نگارنده حق شکایت از رأی حقی از حقوق شخصی‌ـ آیینی و قابل اسقاط است. اما، به منظور اجتناب از بروز ابهام در اعمال آیین دادرسی، اسقاط الزاماً باید صریح باشد و اعمال یک طریقة شکایت در مهلت طریقة شکایت دیگر اسقاط ضمنی حق آن طریقه نیست. تحلیل رابطة میان انواع طرق شکایت از رأی در تبیین مواضع دادگاه‏ها و رسیدن به نظریة مقبول که با ماهیت دادرسی مدنی هم‌سو باشد اهمیت دارد.