تاثیر تغییر ساختار فرصت میدانی بر انقلاب یاس در تونس (۲۰۱۱)
نویسندگان
1 گروه مطالعات منطقهای، دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه مطالعات منطقهای، دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/fasiw.2025.486492.1402چکیده
انقلاب یاس تونس یکی از مهمترین رخدادهای خاورمیانه و شمال آفریقا در قرن حاضر بوده است. هدف مقاله، بررسی این رخداد با استفاده از مفهوم «ساختار فرصت میدانی» است. ساختار فرصت میدانی برآمده از ترکیب نظریه سنتی «ساختار فرصت سیاسی» و مفاهیم بوردیویی «میدان» و «انواع سرمایه» برای تحلیل همهجانبهتر جنبشهای اجتماعی، با توجه به میدانهای فرهنگی و اجتماعی است. پژوهش حاضر با استفاده از دادههای توصیفی و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی -تحلیلی میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که تغییر در ساختار فرصت میدانی چه تأثیری بر زمینهها و نتایج انقلاب یاس در تونس داشته است. فرضیه تحقیق حاضر آن است که تغییر در ساختار فرصت میدانی زمینه لازم را برای نقشآفرینی قشرهای حاشیهای در میدان رسانه و هنر تونس فراهم آورد و به این ترتیب در شکلگیری انقلاب یاس مؤثر بود. نتایج نشان میدهد که مقطع انقلاب در تونس مرکز ثقل تغییرات بنیادین، نه فقط در ساختار فرصت سیاسی، بلکه در میدان فرهنگ و هنر تونس بوده است. درک این مسئله به ما کمک میکند تا الگوی جامعتری برای فهم جنبشهای اجتماعی بسازیم و جایگاه مناسبی برای تأثیرات این دگرگونیها که فراتر از سیاست در تمام جنبههای زندگی اجتماعی نمایان میشوند، در نظریههای جنبشهای اجتماعی، مخصوصاً در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بیابیم.