.واکاوی نسبت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران با نظام بینالملل و بازخورد آن در جهتگیری سیاست خارجی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22034/fasiw.2025.480637.1386چکیده
کانون اصلی سیاست خارجی هر کشوری تأمین منافع ملی است، اما تأمین منافع ملی در خلأ رخ نمیدهد و نیازمند تعامل دولتها با نظام بینالملل و هنجارهای برخاسته از آن است. در همین ارتباط، از زمان وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 علیرغم بروز و ظهور رگههایی از واقعبینی در برخی ادوار، بعد آرمانباوری در سیاست خارجی غلبه داشته است. به همین جهت، جمهوری اسلامی ایران در تأمین منافع ملی در عرصه سیاست خارجی با چالشهای جدی مواجه شده است. در همین راستا سوال اصلی پژوهش بر این مبنا قرار دارد که باتوجهبه ناسازواری منافع ملی با ساختار نظام بینالملل، چه راهبردی در عرصه سیاست خارجی بهتر میتواند منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تأمین کند؟ یافتهها مبین این واقعیت هستند که باتوجهبه ماهیت ایدئولوژیک نظام و ضرورت حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی از یکسو و ساختار واقعگرایانه نظام بینالملل و الزامات آن از سوی دیگر، اتخاذ راهبرد عملگرایی نتیجهمحور در سیاست خارجی میتواند به بهترین نحو تأمینکننده منافع ملی باشد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی بوده و دادهها از منابع اسنادی و کتابخانهای جمعآوری شده است. همچنین از مبانی نظری پراگماتیسم برای تبیین موضوع پژوهش بهرهبرداری شده است.