جایگاه راهبرد ائتلافشکنی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ( مطالعه موردی: شورای همکاری خلیج فارس )
نویسندگان
1 دکتری روابط بین الملل، استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی
2 دکتری مطالعات استراتژیک-استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آیت ا... العظمی بروجردی ره
doi
10.22034/fasiw.2024.421067.1292چکیده
اعضای شورای همکاری خلیجفارس بر خلاف ائتلاف ظاهری، فاقد یک رویکرد منسجم در سیاست خارجی هستند. در این میان قطر و عمان به دلایل محتلف داخلی و خارجی، از نامتجانسترین سیاست خارجی نسبت به سایر اعضای شورا برخوردارند. این شرایط فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است تا با توسعه و تحکیم روابط خود با قطر و عمان در حوزههای مختلف، سیاسی، امنیتی و اقتصادی، به جذب بیشتر این دو کشور در سیاستهای منطقهای خود و جداسازی آنها از شورای همکاری خلیج فارس بپردازد. در این راستا، راهبرد ائتلافشکنی از مهمترین دستورکارهای سیاست خارجی ایران در برخورد با شورای همکاری خلیج فارس بوده است. سوال مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران چگونه از واگرایی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس در راستای تحقق اهداف و منافع خود بهره میبرد؟ در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه مطرح شده است که «با توجه به وجود واگراییهای سیاسی میان برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس، در سطوح منطقهای و فرامنطقهای، جمهوری اسلامی ایران در کنار موازنهگری داخلی از راهبرد ائتلافشکنی در جهت در جهت جلوگیری ازشکلگیری اتحاد منطقهای علیه این کشور و ایجاد همگرایی با اعضای نامتجانس شورای همکاری خلیج فارس استفاده میکند.» پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد موردی انجام شده است. در رویکرد موردی به طور جزئینگر و به روش کیفی و با کاربست نظریه در «مورد»، به مطالعه دقیق ابعاد آن مورد و تفسیر و تحلیل دادههای پیرامون آن پرداخته میشود.جمعآوری دادهها به شیوه کتابخانهای، استفاده از مجلات علمی ومنابع معتبر اینترنتی صورت گرفته است.