مدیریت حقوقی ریسکهای داخلی در پروژههای صنعتی با رویکرد مقایسه میان قراردادهای مختلف پیمانکاری
نویسندگان
1 استادیاردانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی.
2 دانشجوی دکتری حقوق نفت و گاز،دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی (نویسنده مسئول)
doi
10.52547/jlr.2023.224900.2056چکیده
پروژههای صنعتی ذاتاً پیچیده بوده و در تمامی مراحل، از مرحله امکانسنجی گرفته تا مرحله راهاندازی، همواره با ریسکهای متعددی روبهرو هستند و همیشه این نگرانی وجود دارد که پروژهها نهایتاً به اهداف موردنظر خود دست نیابند. از این جهت، مدیریت ریسک به عنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت پروژهها شناخته میشود که میبایست از ابتداییترین مراحل آغاز به کار پروژه مدنظر قرار گرفته و برای آن برنامهریزی صورت گیرد.این نوشته به بررسی ابزارهای حقوقی مدیریت ریسکهای داخلی پروژه با رویکرد ایجاد انگیزه در پیمانکار جهت حداکثرسازی تعاون و همکاری با کارفرما پرداخته و این ابزارها را در قراردادهای پیمانکاری EPC، GC و EPCM در پروژههای صنعتی غیرعمرانی مورد بررسی قرار میدهد و بهدنبال پاسخ به این سوال است که کدامیک از این ابزارهای حقوقی با سهولت بیشتری میتوانند موجد نوعی تعامل میان طرفین قرارداد و درنهایت برقراری توازن منطقی در تخصیص ریسکهای داخلی پروژه گردند. در پاسخ بهنظر میرسد که همراستاسازی منافع پیمانکار با منافع کارفرما، تخصیص بهینه و عادلانه ریسک میان طرفین و ایجاد شرایط برد-برد برای هر دو طرف، از جمله راهکارهای مدیریت ریسک است که با استفاده از ابزارهای حقوقی همچون شیوه انتقال پروژه، شیوه پرداخت به پیمانکار و شروط قراردادی قابل تحقق است. مدل قراردادی EPCM بهعنوان یکی از شیوههای نوین انتقال پروژه شناخته میشود که در آن اصل بر همکاری و عدم رقابت پیمانکار با کارفرماست. بررسی جوانب مختلف این نوع قرارداد نشان میدهد که انتخاب شیوه مناسب انتقال پروژه به همراه دیگر ابزارهای حقوقی، چگونه به مدیریت کارآمدتر ریسکها کمک می نماید.