شناخت مزیت‌های مکانی و الگوهای تخصص‌گرایی صنعتی براساس تحلیل رشته‌فعالیت‌های صنعتی در استان‌های منطقه خراسان

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکترا، عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازگانی،‌تهران، ایران

3 دکتری‌ تخصصی، عضو هیات علمی دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

doi
10.22034/ijts.2026.2083727.4238
چکیده

توزیع نامتوازن فعالیت‌های صنعتی و تمرکز جغرافیایی آن‌ها، یکی از چالش‌های اساسی سیاست‌گذاری توسعه در اقتصادهای در حال گذار است. با توجه به تنوع اقلیمی، منابع طبیعی و ظرفیت‌های تولیدی مناطق مختلف کشور، طراحی راهبردهای توسعه صنعتی نیازمند شناسایی الگوهای تخصص‌گرایی منطقه‌ای و مزیت‌های مکانی مؤثر بر ساختار فضایی صنعت است. پژوهش حاضر با هدف شناخت مزیت‌های مکانی و الگوهای تخصص‌گرایی صنعتی، به تحلیل الگوی تخصص‌گرایی و تمرکز فضایی صنعت در استان‌های منطقه خراسان می‌پردازد. از منظر روش‌شناسی، این مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و فرآیند اجرای آن مبتنی بر محاسبه سه شاخص ضریب مکانی، ضریب جینی تمرکز جغرافیایی و ضریب جینی تخصصی‌شدن منطقه‌ای برای رشته‌فعالیت‌های صنعتی در سطح کدهای ۴ رقمی آیسیک است. داده‌های پژوهش از آمار کارگاه‌های صنعتی مرکز آمار ایران طی دوره زمانی 98-۱۳۸۱ استخراج شده است. نوآوری اصلی این پژوهش در تلفیق تحلیل تخصص‌گرایی صنعتی با منطق آمایش منطقه‌ای در سطح یک منطقه چنداستانی نهفته است. افزون بر این، پژوهش با تفکیک مسیرهای توسعه صنعتی استان‌های عضو یک منطقه، نشان می‌دهد که هم‌جواری فضایی لزوماً به همگرایی ساختاری منجر نمی‌شود و کیفیت تخصص‌یابی و عمق زنجیره ارزش، نقش تعیین‌کننده‌تری نسبت به صرف تمرکز جغرافیایی دارند. بدین‌ترتیب، مقاله شکاف موجود در ادبیات بین‌المللی پیرامون تحلیل تجربی تخصص‌یابی هوشمند در مناطق چنداستانی اقتصادهای در حال توسعه را تا حدی پوشش می‌دهد. یافته‌های پژوهش حاکی است که ساختار صنعتی منطقه مورد مطالعه از الگوی تمرکز نامتوازن پیروی کرده و تنها تعداد محدودی از رشته‌فعالیت‌ها از مزیت نسبی پایدار برخوردارند و قابلیت نقش‌آفرینی در شکل‌دهی مزیت‌های مکانی منطقه‌ای را دارند. نوسانات ضریب مکانی در برخی فعالیت‌ها نیز نشان‌دهنده شکنندگی مزیت‌های صنعتی و وابستگی آن‌ها به شرایط نهادی و سیاستی است. پژوهش نشان می‌دهد که ساختار صنعتی سه استان از پارادایم‌های متمایزی تبعیت می‌کند: خراسان رضوی با الگوی «تنوع تخصص‌یافته» به بلوغ صنعتی رسیده، در حالی که خراسان شمالی و جنوبی در مرحله شکننده «پیشاتخصص‌یابی منبع‌محور» قرار دارند. صنایع غذایی و محصولات کانی غیرفلزی هسته‌های مشترک مزیت نسبی هر سه استان هستند. در نهایت، سیاست‌های صنعتی باید به سمت تخصص‌یابی هوشمند و ارتقای زنجیره ارزش متناسب با هر زیرمنطقه حرکت کند.