نسبت امارت اسلامی طالبان و لویاتان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد - مشهد – ایران.
2 استادیار علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد - مشهد – ایران
doi
10.22034/fasiw.2024.446924.1339چکیده
طالبان با سلطه مجدد خود بر افغانستان از اصطلاح امارت اسلامی بهجای دولت اسلامی استفاده کرده است. پس از تصرف کابل، اعضای دولت موقت خود را بهطور رسمی معرفی کردند و از سازمان ملل خواستند که نماینده این کشور در این سازمان را بپذیرد. دولت لویاتان طالبان، به مبانی و مفاهیم مشروعیتساز مرسوم در عرف بینالملل پایبند نیست و مبانی خویش را برگرفته از« فقه حنفی»، «عرف پشتونوالی» و «سنت لویه جرگه» میداند که هیچیک از این موارد مبانی مشروعیت در عرصه بینالمللی را ندارند، زیرا شاخصهای امارت اسلامی (قومیتگرایی، مردسالاری، تلفیق استبداد سیاسی با استبداد مذهبی) با شاخصهای دولت مدرن (اقتدار، مشروعیت، حاکمیت، سرزمین، قلمرو، قدرت متمرکز، قانون اساسی) همخوانی ندارد. در این پژوهش، مؤلفههای نسبت امارت اسلامی طالبان و لویاتان، براساس کنشهای سیاسی (سیاستهای اعلامی) و شاخصهای رفتاری (سیاستهای اعلامی) با روش هرمنوتیک اسکینر بررسی شده است. سوال این پژوهش این است که آیا امارت اسلامی (طالبان) دولت است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد با توجه به شاخصهای دولت مدرن، میتوان امارت اسلامی طالبان را دولت لویاتان قومی- مذهبی یا رژیم ترس و وحشت نام برد.