نقش آمریکا در نوسازی افغانستان (۲۰۲۱-۲۰۰۱م)
نویسندگان
1 استاد جامعه شناسی دانشگاه یزد
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22034/fasiw.2024.447816.1340چکیده
نظریهپردازان مکتب نوسازی معتقدند که افزایش روابط میان کشورهای جهان سوم با جهان اول و نیز الگوگیری از کشورهای جهان اول به نوسازی و توسعه کشورهای جهان سوم کمک خواهد کرد. بااینحال، سوال اصلی تحقیق حاضر این است که نقش آمریکا و متحدانش طی دو دهه (۲۰۲۱-۲۰۰۱) در نوسازی و توسعه افغانستان چیست؟ این تحقیق ازنظر هدف، بنیادی و ازنظر منابع، اسنادی و در زمره تحقیقات کیفی است. پارادایم نظری این تحقیق، مجموعه نظریات مکتب نوسازی است. جامعه هدف تحقیق؛ نظریهها، گزارشها، پژوهشها و اسناد و مدارک مرتبط با کموکیف حضور آمریکا در افغانستان است که با مرور نظاممند و درراستای پاسخ به سوال اصلی و با تکنیک تحلیل مضمون انجام شده است. یافتههای تحقیق حاضر نشان میدهد که هزینهکرد صدها میلیارد دلاری آمریکا و وارد کردن نیروی انسانی و دانش غربی در زمین افغانستان به نوسازی این کشور منتج نشده است، زیرا ناامنی، فقر، فساد و اعتیاد در افغانستان افزایش یافته و دسترسی مردم به خدمات آموزشی، درمانی، برق و آب آشامیدنی به کمتر از ۵۰ درصد رسیده و نیز اعتماد و مشارکت مردم در روندهای سیاسی کمتر از ۱۰ درصد بوده است. در نتیجهگیری نهایی میتوان اذعان کرد که الگوگیری و رابطه کشورهای توسعهنیافته با کشورهای جهان اول، الزاماً به توسعه کشورهای عقبمانده منجر نمیشود و نظریات مکتب نوسازی در همه جوامع کفایت نظری ندارد.