طنز سیاه در موسم هجرت به شمال اثر طیب صالح و مزرعه حیوانات اثر جورج اورول
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
چکیده
این پژوهش به بررسی کارکردهای طنز سیاه در رمانهاى «موسم هجرت به شمال» اثر طیب صالح، و «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول میپردازد. هدف این مقاله تحلیل چگونگی بهکارگیری طنز سیاه برای نقد ساختارهای قدرت، استعمار و استبداد است. پژوهش حاضر با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری طنز سیاه، با هدف واکاوی مؤلفه-هایی؛ چون فقر و تنگدستى، شکاف طبقاتى، زمامداران نالایق، میهن دوستى، مقاومت و ظلمستیزى و خواب غفلت به بررسى هر دو اثر میپردازد. باوجود تفاوت در بسترهای تاریخی و جغرافیایی دو رمان (استعمارگر-استعمارشده در رمان صالح و انقلابِ به بیراهه رفته در اثر اورول)، هر دو نویسنده از طنز سیاه برای افشای یک حقیقت بهره میبرند: شکاف بین آرمانهای اصیل و واقعیتهای فاسد شده. در «موسم هجرت به شمال»، طنز سیاه در تقابل شخصیت مصطفی سعید با جهان غرب و در خودویرانگری او متجلی میشود و تلخی رابطه استعماری و بحران هویت پسااستعماری را به تصویر میکشد. در «مزرعه حیوانات»، اورول با خلق طنزی سیاه، فرآیند انحراف تدریجی انقلاب از آرمانهای اولیه (برابری) به یک نظام استبدادی جدید را به سخره میگیرد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که طنز سیاه در هر دو اثر، به عنوان استراتژی اصلی روایت برای بیان ناامیدی، اعتراض و هشدار به کار رفته است.