تحلیل تطبیقی مدل ها و عوامل مؤثر بر مزیت سنجی منطقه‌ای:مزیت‌های پنهان در مقابل مزیت های آشکار شده (مطالعه موردی: منطقه خراسان)

doi
10.22067/erd.v20i6.43096
چکیده

چکیده مطالعات مزیت سنجی منطقه ای، به جهت تحلیل تأثیرات رشد بخش‌های مختلف بر رشد و توسعه کلی اقتصاد منطقه- و برآیند این اثرات در سطح ملی و کلان- و نیز جهت دهی سیاست‌های حمایتی در مناطق، از مهم ترین اجزای تحقیقاتی در تعیین خط مشی‌های کلی، سیاست‌های کاربردی و برنامه‌های عملیاتی توسعه مناطق در یک کشور محسوب می شود. در رابطه با تعیین مزیت‌های منطقه ای، دو رویکرد وجود دارد: رویکرد اول) شناسایی مزیت ها با لحاظ عوامل کمی و کیفی محیطی (مزیت‌های پنهان) و رویکرد دوم) شناسایی مزیت ها براساس سوابق تاریخی رشد بخش ها (مزیت‌های آشکار شده). تحقیق حاضر در پاسخ به این دو سوال انجام شده است که: 1- به لحاظ نظری، عوامل و متغیرهای مؤثر در تعیین مزیت‌های تولیدی منطقه ای کدامند؟ در این میان تفاوت بین الگوهای تعیین مزیت‌های آشکار شده و الگوهای تعیین مزیت‌های پنهان در چیست؟ 2- با توجه به مبانی نظری دو الگوی مزیت‌های آشکار شده و پنهان و در ارتباط با مورد خاص استان‌های منطقه خراسان- خراسان‌های شمالی، رضوی و جنوبی- خروجی هریک از دو الگوی فوق در تعیین مزیت‌های منطقه ای چیست؟ الگوی ارتباطی نتایج این دو مدل چگونه است؟ به منظور پاسخ دهی به این سوالات ، از روش‌های اسنادی و مدل سازی کمی- کاربردی (فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و نسبت مکانی) استفاده شده است. نتایج تحقیق، حاکی از عدم تطابق نسبی مزیت‌های آشکارشده و پنهان در استان‌های منطقه خراسان است. در این خصوص، استان خراسان جنوبی حائز بیشترین سطح تطابق و تناظر است. همچنین در این منطقه به طور کلی در دوره زمانی 1383-86، بیشترین تناسب و تناظر بین بخش‌های رشد یافته و بخش‌های دارای مزیت واقعی بالاتر بروز یافته است. کلید واژه ها:مزیت سنجی منطقه ای، مزیت‌های آشکار شده، مزیت‌های پنهان، مدل اقتصاد پایه، نسبت مکانی، مدل‌های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDMs).