قدرت نرم چین و راهبرد آن در غرب آسیا
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای روابط بین الملل دانشگاه اصفهان و پژوهشگر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 دانش آموخته دکتری تخصصی روابط بین الملل، دانشگاه تهران، تهران. ایران
3 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
doi
10.22034/fasiw.2024.433719.1315چکیده
ظهور اقتصادی روزافزون چین سبب ایجاد حساسیت در افکار عمومی جهان نسبت به ماهیت توسعه این کشور شده است. چینیها تلاش کردهاند با کاربست تمامی ابزارهای موجود، رویههای نگرانکننده اینچنینی را خاتمه دهند و در پی ارائه تصویری صلحآمیز از خود باشند. در این مسیر، یکی از مهمترین ابزارهای دیپلماتیک پکن، استفاده از منابع قدرت نرم و ابزارهای آن در سیاستهای توسعهای خود بوده است. این مقاله با تحلیل مفهوم قدرت نرم و بررسی مبانی آن در روابط بینالملل آغاز میشود و در ادامه مولفههای قدرت نرم در نسخه چینی آن را بررسی میکند. سوال اصلی مقاله این است که غرب آسیا چه جایگاهی در راهبرد قدرت نرم چین دارد و از چه منابعی برای تحقق اهداف خود در این منطقه استفاده میکند؟ در پاسخ به سوال اصلی، فرضیه مقاله این است که نسخه چینی قدرت نرم تفاوتهای قابلتوجهی با ایده نخستین مدل آمریکایی دارد. درواقع چینیها نسخه آمریکایی قدرت نرم را وارد کرده و آن را با توانمندیها، ظرفیتها و فلسفه سیاسی خود تعدیل، تقویت و بهعبارتی داخلیسازی کردهاند. ردپای قدرت نرم چین در غرب آسیا در سه حوزه قابلردیابی است: منبع اول قدرت نرم این کشور در غرب آسیا، ماهیت فرهنگی دارد. منبع دوم به قدرت نرم سیاسی مربوط است که ازطریق سیاست «میانجیگری» و با تکیه بر «بنمایههای ایدئولوژیک کنفوسیوسیسی» اعمال میشود. منبع سوم نیز به قدرت نرم اقتصادی چین برمیگردد و ازطریق سه ابزار «تبادلات انرژی»، «سرمایهگذاریهای خارجی» و ابتکار «کمربند-راه» محقق میشود. روش پژوهش در تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی است و از دادههای کتابخانهای برای گردآوری دادهها استفاده شده است.