کالبدشکافی تغییر راهبرد سیاست خارجی ترکیه از قدرت نرم به قدرت سخت در سوریه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه مطالعات منطقه ای گرایش خاورمیانه دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه مطالعات منطقه ای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/fasiw.2022.361811.1203چکیده
پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲، چهارچوب سیاست خارجی ترکیه متحول شد. در این دوره سیاست خارجی ترکیه وارد گفتمان نوینی با محوریت دکترین «عمق استراتژیک» چندبعدی در قالب قدرت نرم و دیپلماسی عمومی شد. سیاست خارجی ترکیه بهویژه پس از تحولات سیاسی- اجتماعی بهار عربی، دستخوش تغییرات بسیاری شد. موج تحولات و دگرگونیهای بهار عربی این فرصت را برای ترکیه فراهم کرد تا از ایده داوود اوغلو مبنی بر «عمق تاریخی، موقعیت جغرافیایی و میراث غنی و بزرگ برجایمانده از امپراتوری عثمانی» بهعنوان فرصتی استثنایی برای تثبیت قدرت نرم و ایفای نقش فعال در حلوفصل مناقشات منطقهای و فرامنطقهای استفاده کند، ولی عوامل داخلی و خارجی متعدد از جمله فعالیتهای پ.ی.د در سوریه و پ.ک.ک و داعش در داخل مرز ترکیه سیاست خارجی چندبعدی ترکیه در سوریه را برای مدتی طولانی به تعویق انداخت. ماشین تحولات در سیاست خارجی ترکیه با کودتای نافرجام ۲۰۱۶ بار دیگر به حرکت افتاد و سیاست خارجی ترکیه، ابعاد امنیتی نیز پیدا کرد. در این تحولات اهداف و جهت اصلی سیاست خارجی ترکیه تغییر نکرده و همچنان هدف چندبعدی کردن سیاست خارجی و کاهش وابستگی به غرب هدف عمده سیاست خارجی این کشور است، اما سازکار و ابزار تحقق این هدف تغییر کرده است؛ به این معنا که پس از کودتای ۱۵ جولای، ترکیه به رویکردی نو در سیاست خارجی روی آورده و بعد امنیتی در رفتار آن غالبتر شده است.