رقابتهای منطقهای و دیپلماسی اقتصادی چین در زیرسیستم خلیجفارس در سده بیست و یکم
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/fasiw.2024.432967.1313چکیده
جهتگیری نوین قدرتهای بزرگ در آغاز سده بیستویکم و توجه بیشتر آنها به مؤلفههای اقتصادی و نفوذ در مناطق استراتژیک جهان موجب شده رقابت میان قدرتها روزبهروز افزایش یابد. در این دوره کشورها بهجای توجه محض به ژئوپلیتیک بر ژئواکونومی تأکید میکنند و تقویت روندهای منطقهای نیز موجب اهمیت یافتن دیپلماسی اقتصادی در سطوح منطقهای شده است. با توجه به پیشگامی چین در دیپلماسی اقتصادی منطقهای، هدف این مقاله بررسی دلایل تسهیل دیپلماسی اقتصادی چین در زیرسیستم خلیجفارس است. این نوشتار با طرح این پرسش که چه عواملی در تعیین دیپلماسی اقتصادی چین در زیرسیستم خلیجفارس در سده بیستویکم مؤثر بوده است؟ با اتکا به روش توصیفی- تبیینی و رویکرد موازنهسازی منطقهای بر این نظر است که رقابتهای منطقهای در زیرسیستم خلیجفارس در دو بخش رقابتهای درونمنطقهای میان کشورهای منطقه و رقابت میان قدرتهای بزرگ در این منطقه بستر و شرایط لازم را برای تسهیل دیپلماسی اقتصادی چین در این منطقه مهیا کرده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که چین در سالهای اخیر در راستای تسهیل دیپلماسی اقتصادی همواره محور سیاست خارجی خود را مبتنی بر تقویت مناسبات پایدار با سایر کشورها و تحکیم روابط حسنه با همسایگان و حلوفصل مشکلات در سطح منطقهای و بینالمللی قرار داده است و با ایجاد توازن میان قدرتهای منطقه تلاش کرده منافع خصوصا دیپلماسی اقتصادی خود را پیش ببرد.