تحلیل نقش مؤلّفههای زیستمحیطی بر پراکندگی استقرارهای اشکانی مطالعهی موردی : حوزهی رودخانهی چهلچای مینودشت- گلستان
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستان شناسی دانشگاه مازندران
2 دانشجوی دکترای باستان شناسی دوره ی تاریخی دانشگاه مازندران
doi
10.22084/nbsh.2018.14420.1635چکیده
حوزهی رودخانهی چهلچای مینودشت، در حاشیهی شرقی دشت گرگان، یکی از مناطق بسیار مهم استقراری در دوران تاریخی، بهویژه دورهی اشکانی، بهشمار میآید. در بررسیهای روشمند باستانشناختی که در پاییز 1395 در منطقه انجام گرفت، 110 محوّطه شناسایی شد که از آن میان، 80 مورد مربوط به دورهی اشکانی است. این شمار، بر نقش و جایگاه استراتژیک و زیستمحیط مطلوب این منطقه در سیر تاریخ فرهنگی ایران در این دوره گواهی میدهد. از مهمترین سؤالات این پژوهش، نحوهی شکلگیری و پراکنش استقرارها، عوامل مؤثر در مکانگزینی و همچنین شناخت الگوی استقراری محوطههای اشکانی میباشد. یکی از رویکردهای نوین در باستانشناسی جدید، باستانشناسی چشمانداز است که به رابطهی میان محیط و استقرارها میپردازد و در این مقاله نیز تلاش شده با استفاده از دادههای بررسی باستانشناختی و با بهکارگیری مؤلّفههای باستانشناسی چشمانداز، الگوها و متغیّرهای زیستمحیطی مؤثر در پراکندگی محوّطههای اشکانی در منطقه، شناسایی و بازسازی شود. در این راستا، با استفاده از نرم افزار GIS، اطلاعات باستانشناسی مینودشت در بافت محیطی قرار گرفت و خروجی نقشهها نشان داد که عامل ارتفاع و راههای ارتباطی، از مهمترین ویژگیهای مؤثر بر الگوی پراکندگی محوّطههاست و همچنین در زمینهی معیشت ساکنان اشکانی منطقه، منابع آبی، ارتفاع، شیب مناسب زمین و همچنین خاک لُسی منطقه موجب شده که اقتصاد معیشتی جوامع در مناطق دشت بر پایهی کشاورزی و در مناطق کوهپایه، بر اساس دامداری شکل گیرد. الگوی پراکندگی محوّطهها در بخش درّههای میانکوهی بهصورت خطّی و در بخش دشت براساس مدل مکانمرکزی است.