بررسی رابطه جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران (با تأکید برآموزه های دینی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی،واحدسمنان،دانشگاه آزاداسلامی، سمنان،ایران

2 استادیارگروه علوم سیاسی،واحدآزادشهر،دانشگاه آزاداسلامی،آزادشهر،ایران

3 استادیارگروه علوم سیاسی،واحدشاهرود،دانشگاه آزاد اسلامی،شاهرود،ایران

doi
10.22034/FASIW.2024.401172.1267
چکیده

هدف این نوشتار بررسی نسبت جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران است که با رویکردی به آموزه‌های دینی قوام بیشتری می‌یابد. هرچند مبانی آموزه‌های دینی اسلام، خود به‌مثابه چهارچوبی دقیق از نظریه‌های جمعیت و قدرت قابل‌استفاده است؛ اما به اقتضای گستره تحقیق، از رهیافت نظری «باری بوزان» و «اولی ویور» نیز که از نمایندگان شاخص مکتب کپنهاگ هستند، به‌صورت تلفیقی بهره برده شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که رابطه افزایش جمعیت و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران با توجه به مبانی دینی آن چیست؟ در این راستا، اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ایران در شرایط نوینی از تجارب جمعیتی و متغیرهای مربوط به آن است که می‌تواند در برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت آن تأثیری مثبت بگذارد؛ در این ‌بین، نوع نگاه و تحلیل درست متصدیان امر امنیت باید به‌گونه‌ای باشد که ازدیاد نرخ جمعیت بتواند به‌مثابه تضاعف سرمایه‌های اجتماعی، در راستای قدرت ملی و نشان دادن ابعاد آن در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف شود. در حقیقت، داده‌های جمعیتی به‌عنوان اولویتی بی‌بدیل و اثرگذار در قدرت ملی باید در قلمروهای امنیتی و سیاسی در جهت امن‌سازی کشور مورد توجه قرار گیرد.