فدرالیسم از منظر نظریه جامعه‌شناسی سیاسی: بازخوانی انتقادی رویکردهای کلاسیک و مدرن

نویسندگان

1 مربی گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه صلاح الدین، اربیل، اقلیم کردستان، عراق.

2 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی و استاد مدعو دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

doi
10.22124/wp.2026.31572.3582
چکیده

این مقاله مروری جامع، به بررسی فدرالیسم از دریچه جامعه‌شناسی سیاسی می‌پردازد و سیر تحول نظریه فدرالیستی را از مبانی کلاسیک آن تا تفاسیر معاصر تحلیل می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که فدرالیسم، در ماهیت خود، فراتر از یک سازوکار قانون اساسی است: بلکه محصول کشمکشی زنده میان میل به وحدت و کثرت است که در قالب نهادها جریان می‌یابد، اما خود نهادها را هم دگرگون می‌سازد. مقاله یک گزاره نظری نوین را پیش می‌نهد: «چارچوب یکپارچگی فدرال بازتابی»، که فدرالیسم را به مثابه یک فرآیند انطباقیِ اجتماعی-سیاسی بازتعریف می‌کند که تحت تأثیر تنش‌های دیالکتیکی مستمر میان نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز شکل می‌گیرد. این چارچوب، به‌جای دیدن فدرالیسم به‌عنوان یک «ساختار ایستا»، آن را میدانی برای گفت‌وگوی بی‌پایان میان هویت‌ها، منافع و ساختارهای قدرت می‌داند، میدانی که در آن، ثبات و تغییر، همزمان هم‌زیستی می‌کنند. این چارچوب با یکپارچه‌سازی چشم‌اندازهای نهادی، جامعه‌شناختی و فرآیند-محور، شکاف‌های نظری مهمی را در ادبیات موجود پر می‌کند. این تحقیق از طریق تحلیل تطبیقی رویکردهای فرمالیستی کلاسیک و نظریه‌های تجربی مدرن، نشان می‌دهد که فدرالیسم نه صرفاً به‌منزله یک سازوکار قانون اساسی، بلکه به‌مثابه یک پدیده پیچیده اجتماعی-سیاسی عمل می‌کند که به دینامیک‌های متغیر قدرت، سیاست‌های هویتی و چالش‌های حکمرانی پاسخ می‌دهد.