بازخوانی صورت بندی انقلاب اسلامی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
2 دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی .
doi
10.22084/rjir.2025.31569.3968چکیده
هدف: انقلاب اسلامی ایران، پدیده بینظیر قرن بیستم است و نظام سیاسی مبتنی بر مبانی اسلام سیاسی را برپا ساخت. مقاله حاضر به بازشناسی صورتبندی فلسفی و ساختاری این انقلاب میپردازد و نشان میدهد چگونه انسجام مبانی نظری آن زمینهساز تداوم و تأثیر آن در عرصههای مختلف شده است. این تحلیل، ابعاد نظری، فلسفی و تاریخی انقلاب را بهصورت یکپارچه مورد واکاوی قرار داده است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکردی نظری و ترکیبی انجام شده است. چارچوب فلسفی علل اربعه بهعنوان مبنای تحلیل انتخاب شده است. همچنین، تحلیل بر اساس دو بخش ثابت و متغیر اسلام در ساختار انقلاب صورت گرفته تا زمینه تطبیق و پویایی آن فراهم آید. یافته ها: این انقلاب، نقطه عطفی در فلسفه سیاسی معاصر بهشمار میآید که با پیوند بین عناصر توحیدی، ولایت، انسانشناسی و عدالتخواهی، چارچوبی نظری و عملی نوین را ارائه کرده است. بر اساس چارچوب فلسفی علل اربعه، انقلاب دارای علت مادی (مجموعهای از افکار، عقاید و رفتارهای تحولخواهانه اجتماعی)، علت صوری (شکلگیری نظام دولت-ملت اسلامی مبتنی بر ولایت)، علت فاعلی (رهبری امام خمینی(ره) و حمایت مردمی) و علت غایی (تحقق سعادت دنیوی و اخروی) است. این انقلاب بهعنوان یک فرایند تاریخی چندمرحلهای از نهضت اسلامی تا تمدن اسلامی تبیین شده که آیینهای از استقلال، عدالتطلبی است. نتیجه گیری: این انقلاب بهعنوان یک تحول فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مبتنی بر فلسفه سیاسی اسلام، قالب جدیدی برای فهم انقلابها ارائه میکند و الهامبخش جنبشهای اسلامی در جهان شده است.