تحلیل روابط ناتو- جنوب در چهارچوب ابتکار استانبول؛ چالشها و سناریوهای پیش رو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران ، ایران
2 دانشیار گروه بین الملل و مطالعات منطقه ای، دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران ، ایران
3 استادیار گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران
doi
10.22034/FASIW.2024.452877.1346چکیده
پیمان ناتو در دهههای گذشته جدا از مقابله با توسعهطلبی شوروی سابق و پیمان ورشو در چهار بحران دیگر نیز دخالت کرده است؛ بحران شبهجزیره کره، بحران لبنان، بحران کویت و بحران بوسنی. نکته جالب اینجاست که دخالت ناتو در این بحرانها هر چند با چتر حمایتی و قانونی سازمان ملل و شورای امنیت انجام میشده؛ اما اساساً در چهارچوب اهداف سازمانی آن نمیگنجد. به اعتقاد برخی از کارشناسان، ناتو با بحران هویت مواجه بوده و اختلافات شدید میان راهبردهای امنیتی کشورهای عضو آینده مبهمی را برای آن ترسیم کرده است. نشست سران ناتو در سال 2004 و تصویب سند ابتکار همکاری استانبول نقطه شروع همکاریهای رسمی ناتو و کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس بود. در این نشست از کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس دعوت شد تا وارد همکاریهای امنیتی- نظامی با ناتو شوند. قطر، کویت، بحرین و امارات متحده عربی چهار کشوری هستند که تاکنون به این دعوت پاسخ مثبت داده و با انعقاد پیمانهای امنیتی یا قراردادهای مبادله اطلاعات نظامی- امنیتی همکاریهایی را با ناتو آغاز کردهاند؛ اما پس از گذشت دو دهه از امضای این سند، سوال اینجاست که وضعیت همکاری اعضای این شورا با ناتو در چه وضعیتی قرار دارد؟ یافتههای پژوهش حاکی از آن است که همکاری بیشتر اعضای شورای همکاری خلیجفارس با ناتو، طی سالهای اخیر، تعاملات امنیتی را دربر میگرفته؛ اما در آینده این همکاریها به سمت مقابله با تهدیدات نوین، از طریق کمک به ساخت یک الگوی امنیتی- مشارکتی- منطقهای با محوریت ایران پیش خواهد رفت.