.اصول و قواعد حاکم بر اساسیسازی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (رهیافتها و دریافتها)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل، دانشکده حقوق الهیات و معارف اسلامی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه حقوق، دانشکده حقوق، دانشگاه مفید، قم، تهران
doi
10.22034/FASIW.2024.428381.1304چکیده
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اعلام سیاست خارجی شامل اصولی است که تبیینکنندۀ مبانی و اهداف برآمده از مکتب اسلام و انقلاب اسلامی و دارای ماهیت خاص مذهبی و سیاسی است که آن را از سایر قوانین اساسی نظامهای سیاسی تا حدود زیادی متمایز میکند. با اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصول راهبردی سیاست خارجی احصا شده است، تأمل در خصوص ارزیابی نظاممند تنظیم و اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس میزان التزام مجریان سیاست خارجی به اصول و موازین قانون اساسی حوزهای است که هنوز آنطور که باید مورد توجه پژوهشگران عرصۀ سیاست خارجی قرار نگرفته است. با وجود این، مروری بر ورودیهای قانون اساسی مربوط به موضوعات سیاست خارجی نشاندهندۀ نبود منابع خاص پژوهشی در راستای عینیتبخشیدن به ظرفیتهای موجود در قانون اساسی (اساسیسازی) برای ارتقای سیاست خارجی با هدف تأمین بیش از پیش منافع ملی در چارچوب حقوق اساسی است. این امر نشان میدهد که در این زمینه دستکم کم کار شده است. با آگاهی از این وضعیت در قالب این پژوهش به این پرسش پاسخ میدهیم که تأثیرپذیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی از قانون اساسی در چارچوب اساسیگرایی چگونه است؟ در این زمینه، با استفاده از منابع کتابخانهای، اسنادی و اینترنتی توضیح داده میشود که با توجه به ظرفیتهای همهجانبۀ قانون اساسی، سیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در راستای تأمین منافع ملی با تأکید بر واژۀ سعادت بشری از جمله هر ایرانی در چارچوب قانوناساسی، تکاملی است.