تحلیل جایگاه نئوپاتریمونیالیسم در سیاست خارجی عربستان سعودی

نویسندگان

1 دانشجو دکتری روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران

2 دانشیار، گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسالمی، تهران، ایران

3 دانشجو دکتری روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسالمی،تهران، ایران

doi
10.22034/FASIW.2024.414114.1283
چکیده

شناخت نقش، جایگاه و میزان تأثیرگذاری متغیرهای داخلی و اهمیت آن بر فرایند تصمیم‌سازی در عرصۀ سیاست خارجی اهمیت ویژه‌ای دارد. سیاست خارجی در امتداد سیاست داخلی قرار دارد و تصمیمات این حوزه برخواسته از شرایط و متغیرهای داخلی مانند ساختار ادارۀ دولت، سازوکارهای انتقال قدرت، تأثیر افراد، نهادها و ساختار و فرهنگ سیاسی کشور است. از دیگر سو، پاتریمونیالیسم به‌عنوان بخشی از ساختار سنتی کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس که انتقال قدرت به‌صورت موروثی را به‌همراه دارد و تأثیر آن بر سیاست خارجی این کشورها به‌ویژه عربستان سعودی، موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده است. در این پژوهش با این فرض که کاربست رویکردهای مختلف در سیاست خارجی عربستان، از ابتدای شکل‌گیری بر عنصر پادشاه به‌عنوان هستۀ اصلی قدرت بناشده، به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که نوپاتریمونیالیسم و تأثیر آن در سیاست خارجی این کشور چیست؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مفاهیم هویتی، جانشینی و ساختاری و فرهنگ سیاسی از مهم‌ترین عوامل در رویکردهای مختلف سیاست خارجی عربستان هستند که از ابتدای شکل‌گیری آن تاکنون بر عنصر پادشاه به‌عنوان هستۀ اصلی قدرت بناشده و رفتار دولت در حوزۀ خارجی را همواره تابعی از وضعیت و شرایط قدرت پادشاه در نظام سیاسی، فرایندهای جانشینی در این کشور و سیستم‌های تابعۀ آن کرده است. در حالی که تصمیم‌سازان سیاست خارجی نسل پیشین عربستان، احتیاط، محافظه‌کاری و شکیبایی را در سیاست خارجی مهم می‌دانستند، انتقال قدرت در قالب نوپاتریمونیالیسم به نسل جدید نخبگان سیاسی عربستان، به درپیش‌گرفتن سیاست‌های جدید و تهاجمی منجر شده است.