آسیبشناسی عملکرد ایران در مواجهه با جریانات نوسلفی در منطقۀ خاورمیانه
نویسندگان
1 دانشیار گروه روابط بینالملل دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامۀ طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد مطالعات منطقهای، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامۀ طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/FASIW.2024.355607.1196چکیده
افق تمدنی انقلاب اسلامی و بهتبع آن ضرورت تعیین جایگاه کنشگران اسلامگرا در میان عناصر تمدن، آرمان وحدت اسلامی و نقشآفرینی ایران بهشکل یک دولت انقلابی که بهطبع به ارجحیت جنبشهای دینی بر دولتهای محافظهکار میانجامد، ایجاب میکند که جریانات اسلامگرا بهشیوۀ عام و اسلامگرایان سیاسی بهشکل خاص در هدفگذاریهای سیاسی و امنیتی و راهبردهای کلان نظام جایگاه ویژهای داشته باشند. در این پژوهش میخواهیم با درنظرگرفتن این الزام به آسیبشناسی عملکرد ایران در مواجهه با یکی از اثرگذارترین و پربسامدترین جنبشهای معاصر اسلامگرای سنی یعنی «جنبش نوسلفیه» بپردازیم. با این هدف و با کاربست رویکرد توضیحیتبیینی، تعامل و تعارضات جریانات نوسلفی و نهضت انقلابی شیعی در ایران در سه دورۀ تاریخی (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پس از شکلگیری نظام اسلامی تا تحولات عربی در سال ۲۰۱۱ و پس از آن) و در قالب سه سطح کنشگری (جنبش ـ جنبش، جنبش ـ دولت و دولت ـ دولت) را بررسی میکنیم. در پژوهش بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از منظر کارکردی چه عواملی موجب واگرایی ایران با جریانات نوسلفی شده است؟ فرضیۀ پژوهش این است که شناخت ناکافی و یکسانانگاری بین جریانات سلفی در قالب وهابیگری، محو تدریجی رگههای کنشگری نهضتی در میان نخبگان فکری و ابزاری دستگاه سیاست خارجی ایران، ارجحیت ارتباط با جریانات اسلامگرای سکولار و صوفی بهجای اسلامگرایان سیاسی و عدم تلاش برای برقراری گفتوگوهای راهبردی و تعامل انتقادی فعال با جنبشهای نوسلفی، سبب واگرایی ایران با جریانهای مورد نظر را فراهم کرده است.