آسیبشناسی گذار به دموکراسی در مصر، در سالهای 1950 تا 2020
نویسندگان
1 دکترای تخصصی سیاست تطبیقی، پژوهشگر پسادکتری سیاست تطبیقی دانشگاه مونیخ، آلمان
doi
10.2234/FASIW.2023.337241.1142چکیده
سیاست غیردموکراتیک، حضور پایدار نیروهای نظامی در عرصۀ سیاسی و اقتصادی، نهادینگی آموزههای اقتدارگرایی، نبود پیوند بین اندیشههای ایدئولوژیکی و راهبردی و کاربرد نمادین دموکراسی در تاریخ سیاسی مصر، سیاستورزی را به امتیاز انحصاری حاکمیت و نیروهای نظامی تبدیل کرد. این شیوۀ حکمرانی با دگرستیزی و تلاش برای محدودیت سیاست، ضمن تلقی جنبشهای دموکراسیخواه بهمثابۀ تخلیۀ انرژیهای فرسودۀ کنشهای جمعی، به بازدارندهای در گذار به دموکراسی تبدیل شد. برگرفته از نوع ساخت قدرت و رفتارهای کارگردانان اصلی بازی سیاست از یکسو و چرخۀ پایدار اقتدارگرایی پوپولیستی، شبهدموکراسی و نواقتدارگرایی از سوی دیگر، ناکامی تجربۀ دموکراتیک مصر و شکنندگی گذار بهسوی دموکراسی بهمثابۀ پیروزی ساختار بر کارگزار انگاشته میشود. این پرسش مطرح است که چرا گذار به دموکراسی در مصر ناکام بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که سیاستورزی و حکمرانی در مصر مبتنی بر لیبرالیسم غیردموکراتیک است؛ اینگونه که با وجود ظهور آموزههای شبهلیبرالی در دورههای مختلف، هرگز زیست سیاسی دموکراتیک در مصر نهادینه نشد. با الهام از منطق جامعهشناسی تاریخی و نظریۀ گذار به دموکراسی، فرضیه را با روش تحلیلی و تاریخی به آزمون میگذاریم. یافتههای پژوهش نشان میدهد چرخۀ اقتدارگرایی پوپولیستی، شبهاقتدارگرایی، شبهدموکراسی و نواقتدارگرایی در مصر، نشان میدهد فراغت از آموزههای دموکراتیک، نهادینگی عادتوارههای اقتدارگرا و نبود فرهنگ دموکراتیک در زیست سیاسی مصر سبب ناکامی جنبشهای دموکراسیخواه خواهد شد.