قدرت‌یابی طالبان و رویکرد جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشیار، گروه روابط بین الملل ، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی ، قم، ایران

2 دانشیار، گروه روابط بین الملل، دانشکدۀ حقوق ، الهیات و علوم سیاسی ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجو دکتری روابط بین الملل ، گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق ، الهیات و علوم سیاسی ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران

doi
10.22034/FASIW.2023.374119.1224
چکیده

قدرت‌گرفتن دوبارۀ طالبان در افغانستان با خروج نیروهای آمریکایی به‌دنبال تصرف کابل، پایتخت این کشور رخ داد و سبب شد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با همسایه‎های شرقی‎اش دچار برخی تناقض‎ها شود. از سویی، چون ابعاد تحولات برای ایران روشن نیست، به آنچه می‎گذرد به دیدۀ تهدید و تردید می‎نگرد و وجود توطئه در تمامی تحولات را دور از ذهن نمی‎داند. در این مقاله با استفاده از روش کیفی و در چارچوب واقع‌گرایی تهاجمی داده‎ها را گردآوری و از روش تحلیل مضمون استفاده کرده‌ایم. این نوشتار با هدف شناسایی رویکرد جمهوری اسلامی ایران با توجه به قدرت‌یابی دوبارۀ طالبان شکل گرفته و به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که جمهوری اسلامی ایران چه رویکردی در قبال طالبان افغانستان داشته است؟ در پاسخ این فرضیه را مطرح می‌کنیم که خروج زودهنگام نیروهای آمریکایی از افغانستان و سقوط کابل به‌دست طالبان بار دیگر شرایط پرآشوب خاورمیانه و معادلات ژئوپلیتیک آن را دست‌خوش تغییر کرده و بر منافع ایران تأثیر‎ گذاشته است. از سوی دیگر، طالبان از بعد ایدئولوژیک به‌عنوان یک گروه افراطی سُنی، همچنان تهدیدی برای امنیت ملی ایران به حساب می‎آید‎. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد براساس موقعیت و نقش حساس ایران در منطقه، مواضع ایران با توجه به رویکرد طالبان متفاوت خواهد بود.