واکاوی تاریخی پیدایش احزاب سیاسی در الجزایر و مغرب و سناریوهای پیش رو از استقلال تا بهار عربی
نویسندگان
1 استادیار گروه ایرانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، یزد، ایران
2 دانشآموخته دکتری تاریخ اسلام، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/FASIW.2023.347641.1174چکیده
احزاب سیاسی از مظاهر دموکراسی و بازتاب واقعیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند. الجزایر و مغرب بهدلیل قرارگرفتن در همسایگی یکدیگر، همنژادی و حضور استعمار فرانسه در آنجا، اشتراکهای متعددی با یکدیگر دارند. در این مقاله با روش توصیفیتحلیلی، وضعیت احزاب سیاسی در الجزایر و مغرب را از استقلال آنها (1962-1956) تا حوادث موسوم به «بهار عربی» (2009-2011) از نظر تاریخی بررسی میکنیم. بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که دلایل پیدایش احزاب در الجزایر و مغرب و نقش آنها در استقلال این کشورها چیست؟ چه سناریوهایی فراروی احزاب سیاسی در الجزایر و مغرب وجود دارد؟ در این پژوهش به این نتایج رسیدیم که ریشههای تاریخی پیدایش احزاب سیاسی در الجزایر و مغرب به دوران استعمار باز میگردد، اما پس از استقلال، آنها متفاوت به نظام حزبی نگریستند. الجزایر ابتدا اساس نظام حاکمیتی خویش را تکحزبی سوسیالسیتی قرار داد و سپس از سال 1989 به این نظام پایان داد و اساس چندحزبی را ایجاد کرد. مغرب نیز نظام چندحزبی را در پیش گرفت. الجزایر و مغرب برای درامانماندن از موج انقلاب و اصلاحات سیاسی و اقتصادی سال 2011 تدابیری اندیشیدند؛ الجزایر به بالکانسازی احزاب سیاسی پرداخت و احزاب و پارلمان را به مرکزی برای قانونمندسازی اهداف و تصمیمات دولت تبدیل کرد. در مغرب، دربار به تضعیف احزاب و برجستهسازی خویش در افکار عمومی پرداخت، اما همچنان بهدلیل نگرانی از اقتدار احزابی همچون استقلال، به نظام چندحزبی رضایت داد. از نقاط مشترک در زمینۀ احزاب در الجزایر و مغرب پس از سال 2011، رشد احزاب اسلامگرا در دورهای خاص و تضعیف آنها بهطور همزمان است.